جلسه ۷۴
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۴
3پس اگر این معلول، فناء پیدا بکند و علّت بخواهد در رتبۀ بعد همان معلول را ایجاد بکند لازمهاش همان تخلّل عدم رتبی و انقطاعِ معلول از علّت است، و بهواسطۀ انقطاع، آن وحدتی که بین معلول و علّت است، یعنی آن وحدتی که در رتبۀ وجودی خود معلول است که زمانی نیست از بین میرود، پس اگر آن علّت در اینجا بخواهد معلول دیگری را بهوجود بیاورد آن معلول دیگر مثل این خواهد بود نه عین او. بنابراین شرایط تشکیل تخلّل عدم در مورد مجرّدات هم جاری است.
عدم امکانِ فرض مماثل جدید برای معدومِ معاد در زمان سوم، دلیل دوم امتناع اعادۀ معدوم
دلیل دیگری را که مرحوم حاجی در اینجا بیان میفرمایند و دلیل بسیار خوبی است این است که منبابمثال اگر شیئی در یک برهۀ از زمانی وجود پیدا بکند ـ حالا ما زمانیّات را میگوییم تا اینکه مسئله خیلی راحت به ذهن بیاید و به همین خاطر مجرّدات را مثال نمیزنیم ـ اگر شیئی در یک برهۀ از زمانی وجود پیدا بکند و بعد فناء پیدا بکند یعنی کاملاً از بین برود و حدودِ هویّت خودش را از دست بدهد بهطوریکه ما دیگر نتوانیم به آن اشاره بکنیم و بگوییم: هذا هو؛ منبابمثال یک کاغذی بسوزد و تبدیل به خاکستر بشود و حدود ماهوی خودش را بهطورکلّی از دست بدهد، حالا فرض میکنیم که آن خاکستر دوباره تبدیل به کاغذ شد، آیا این کاغذ، مثل کاغذ اول است یا عین آن کاغذ اول است؟ اگر بگوییم که مثل کاغذ اول است یعنی همانطوریکه این کاغذ در زمان اول وجود داشت بعینه در این زمان هم وجود دارد ولی چون ذهن ما از این جهت که به ماهیّات نظر دارد، بین عین و مثل تفاوت نمیگذارد و بههمینخاطر میگوید که این الآن همان است و یک نوع هوهویّتی بین این دو شیء برقرار میکند درحالتیکه بین آن دو شیء هوهویّتی وجود ندارد.

