اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه

جلسه ۷۴

توضیحات:

14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴

2
  •  

  • بسم الله الرحمن الرّحیم

  •  

  • تخلّل عدم دلیل اول برای امتناع اعادۀ معدوم بعینه

  • إعادَةُ المَعدومِ مِمّا امتَنَعا***وَ بَعضُهُم فیه الضَّرورَةَ ادّعیٰ
  • فَإنَّهُ علی جَوازِها حَتَمَ***فی الشَّخصِ تَجویزُ تخلّل العَدَمِ
  • وَ جازَ أن یوجَدَ ما یُماثِلُهُ***مُستَأنِفًا و سَلبُ مَیزٍ یُبطِلُهُ
  • وَ العودُ عادَ عَینَ الإبتِداءِ***وَ لَیسَ بالِغًا إلی انتِهاءِ
  • ما ضَرَّ أنَّ الجِسمَ غِبَّ ما فَنیٰ***هو المُعادُ فی المَعادِ قَولَنا
  • وَ امتِناعُها لِأمرٍ لازِمٍ***وَ مَعنَی الإمکانِ خِلافُ الجازِمِ 
  • فی مِثلِ ذَر فی بُقعَةِ الإمکانِ***ما لَم یَذُدهُ قائِمُ البُرهانِ1
  • ادلّه‌ای را برای این مسئلۀ بدیهی و ضروری یعنی عدم جواز اعادۀ معدوم مطرح کرده‌اند که مرحوم حاجی چند دلیل را می‌آورند. دلیل اوّلی را که ایشان ذکر می‌فرمایند، دلیلِ تخلّل عدم است که چگونه عدم بین یک امری که هویّت دارد یعنی اشاره هوهوی به آن می‌شود واقع می‌شود، اعمّ از اینکه ماهیّت انسانی داشته باشد یا نداشته باشد. البتّه همان‌طور که عرض شد فلاسفه این بحث را در زمانیّات آورده‌اند ولی این بحث هم دربارۀ زمانیّات و هم دربارۀ مجرّدات آورده می‌شود، و تخلّل عدم در آنها تخلّل رتبی است نه تخلّل زمانی؛ یعنی اگر یک علّت در افاضۀ خود به یک معلول، آن را متحقّق بکند و هویّت ببخشد، اگر قرار باشد همان علّت در یک رتبۀ دیگر به همان معلول، هویّت ببخشد در این‌صورت بین این دو هویّت، تخلّل پیدا شده است و معلول از علّت خودش جدا شده است، به‌خاطر اینکه معلول عبارت از تنزّل علّت به مقام پایین‌تر است. و یک اتّصالی باید بین علّت و معلول وجود داشته باشد که آن اتّصال، رابط و ملاک بقای معلول است؛ پس ممکن نیست که معلول در یک رتبه فناء پیدا بکند درحالی‌که علّت او را به‌وجود آورده باشد؛ چون چه معلول ما، معلول مادّی باشد که زمان و سایر مشخّصات خارجی از عوارض لاینفکّ آنها هستند، و چه اینکه آن معلول ما از غیر زمانیّات باشد، در هر دو صورت، اتّصال آن به علّت غیرقابل انکار است و به‌واسطۀ اتّصال به علّت، فناءِ آن غیرممکن است.

    1. . شرح المنظومه، ج 2، ص 194.
/ 380