جلسه ۷۳
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۳
6عدم اختصاص بحث اعادۀ معدوم به زمانیّات
بههرصورت اگر ما مسئلۀ فناءِ هویّت و اندکاکش در وجود بحت و بسیط را در مورد زمانیّات قائل بشویم، لا محاله باید فناءِ هویّت و اندکاک و انمحاء آن در وجود بسیط را در مورد مجرّدات هم بهنحو اولویّت و تبدّل قائل بشویم؛ زیرا تبدّل ماهیّت در عالَم زمانیّات مستلزم تغییر و تبدّل علّت در عالَم مجرّدات است؛ یعنی تا در آنجا تغییری تعلّق نگیرد و علیّتی موجب تغییر در معلول نشود در این عالَم هم یک چنین تحقّقی پیدا نخواهد شد. رویاینحساب فرض کنید که یک خَلق مجرّد وجودی دستخوش فناء بشود، در اینصورت خَلق جدیدی که پیدا میشود قطعاً مماثل با او است و دیگر عین او نخواهد بود.
جهتی را که مرحوم حاجی در اینجا ذکر میکنند و برهانی را که حکماء معمولاً در اینجا میآورند چون تعلّق به زمان دارد لذا مسئلۀ زمان هم در اینجا مطرح میشود. اگرچه از یک نقطهنظر این قِسم از برهان درست و صحیح است ولی دلیل به اختصاص این بحث به زمانیّات ندارد.
توضیح دلیل امتناع اعادۀ معدوم
برهان به این نحو است که منبابمثال یک شیء که در روز شنبه وجود داشت و روز یکشنبه از بین رفت و در دوشنبه و سهشنبه و چهارشنبه نبود، حالاکه این شیء در روز پنجشنبه دوباره میخواهد وجود پیدا بکند، اگر بگویید که این وجود همان وجود اول است پس میگوییم که در این مدت کجا بوده است؟
اگر بگوییم که این وجود ثانی و مُعاد، مانند آن است دیگر اشکالی وجود ندارد، چون این وجود دوم یک وجودی است که در تمام خصوصیّات مانند آن اوّلی است؛ از نظر شکل، قیافه، ماهیّت و امثالذلک مانند آن وجود اول است. این درست مثل این است که دوتا کتاب داشته باشیم که یک کتاب را در این دست خودتان بگیرید و کتاب دیگر را هم در آن دست دیگرتان بگیرید. ولی اگر شما یک کتاب را از بین ببرید و خمیر بکنید و ماهیّتش را عوض بکنید و بعد دوباره در آن بنویسید دیگر این یک کتاب جدید است، و اگر هم بگویید که این همان کتاب اول است بالمسامحه، بالمجاز و بالعنایه گفتهاید، چون این در واقع غیر از آن کتاب اوّلی است، آن کتاب از بین رفت و نیست شد.

