جلسه ۷۳
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۳
5ما ملاک برای بقاءِ وحدتِ تشخّص خودمان را بقای مادّه میدانیم که این بقاء مادّه راسمِ وحدت است میان شیئی که صورتش را عوض کرده است و صورت جدیدی بهخودش گرفته است. ولی اگر این ماهیّت از بین رفت در اینصورت اگر این وجود تعلّق به یک ماهیّت جدیدی بگیرد، این دیگر اعادۀ معدوم نیست بلکه خلقِ مماثل با آن شیء فانی و معدوم است. و لذا عرض شد که بحث ما اختصاص به زمانیّات ندارد و در مجرّدات هم مسئله همینطور است؛ در مجرّدات وقتی که وجود به یک ماهیّتی تعلّق میگیرد، حالا ما اسمش را ماهیّت بگذاریم یا هویّت بگذاریم یا از نظر وجودی اسمش را مرتبۀ شدّت و ضعف بگذاریم، اگر آن وجود به یک شیء و خَلق مجرّد تعلّق بگیرد، در مرحلۀ فناء آن شیء مجرّد ـ اگر فرض بشود، ما نمیگوییم که اینطور است ولی اگر فرض بشود ـ دیگر اعادۀ معدوم ممکن نیست.
البتّه این بحث که هر چیزی که بهوجود بیاید دیگر قابل از بین رفتن و فناء نیست یک بحثی است که بعداً خواهد آمد و در آنجا عرض میشود که فناء به چه نحوه است و کلام فلاسفه در اینجا به چه نحوه است، و فلاسفه در اینجا بعضی از کارها را به چه نحوه میتوانند ترسیم بکنند، منبابمثال این مسئلۀ خَلق کردن شیر توسط حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام یا امام رضا علیه السّلام چگونه است، این شیر چطور خلق میشود و چطور فناء پیدا میکند، این نفس ناطقهاش کجا میرود، آیا نفس ناطقۀ آن هم وجود دارد یا فقط وجود مادّی است یا اینکه علاوه بر وجود مادّی خود نفس ناطقهاش هم از بین میرود؟ اینها دیگر مسائلی است که خیلی از افراد به جهت اینکه نتوانستهاند حقیقتِ اراده و مشیّتِ ولیّ خدا را بیابند منکر این قضایا شدهاند و بعضی دیگر یک توجیهاتی کردهاند که توجیهات غیر موجّه است. انشاءالله در مباحث بعدی این مطلب خواهد آمد که نحوۀ فناء موجودات در آن وجودِ بَحت و بسیط چگونه و به چه نحوه است.

