جلسه ۷۳
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۳
12اشکال برای اعادۀ معدوم
نکتهای که در اینجا هست این است که این شیئی که در قیامت است اگر عینِ همان قبلی است پس در اینصورت این عدمی که که در این وسط فاصله افتاده است چه میشود؟ عرض کردیم که این مسئله مربوط به زمانیّات نیست و در مجرّدات هم هست و فرق نمیکند، یعنی گرچه در مجرّدات زمان نیست ولی بالأخره این اشکال در آنجا هم پیدا میشود. پس اشکال این است که اگر این شیء ثانی عینِ همان شیء اول است پس عدم در اینجا چه میشود؟
اگر میگویید که این شیء ثانی عینِ همان شیء اول است مثل این است که یک شیء در ذات خودش معدوم بشود، چون میگوییم که این همان است، یعنی این شیء درعینحال که هست، معدوم است. پس یک شیء درحالیکه وجود دارد عدم هم بر او بار میشود و این عقلاً محال است.
اگر میگویید که این مثل این است اشکال ندارد، چون این یک شیء دیگر است که آن قبلی از بین رفته است و یک شیء دیگر مثل آن درست شده است، ولی اگر این شیء جدید همان قبلی باشد لازمهاش این است که یک شیء در این برهه و فاصلۀ بین دو وجود معدوم باشد، یعنی درعینحال که این شیء جدید خود آن قبلی است، خود آن نیست.
لزوم تأخّر رتبی در علّیّت دلیل برای امتناع اعادۀ معدوم
تلمیذ: در اینجا دیگر اجتماع نقیضین میشود!
استاد: بله، در اینجا جمع بین عدم و وجود در آنِ واحد میشود. این اشکالی است که در اینجا وجود دارد. و بر این مسئله اشکالات دیگری هم بار میشود، منبابمثال تقدّمُ الشّیءِ علی نفسِهِ لازم میآید؛ چون شما میگویید که این همان است، اگر این همان است و درعینحال مقدّم بر آن است پس این مقدّم بر خودش است. و شما میتوانید بگویید که تأخّرُ الشّیءِ عن نفسِهِ هم در اینجا لازم میآید، چون این همان است و درعینحال متأخّر از آن است پس تأخّر الشّیء عن نفسه است.

