اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۷۰

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۰

8
  • اگر شما بگویید که نه، ما در خود زید هم همین معنا را قصد می‌کنیم، آن‌وقت سؤال ما از شما این است که بین زیدٌ مَعدومٌ با زیدٌ مَوجودٌ چه فرقی در اینجا هست؟! مگر ما نگفتیم که ماهیّات نسبت به وجود و عدم تساوی دارند، پس اگر زید عبارت از خود وجود است، چطور زید عبارت از خود عدم هم می‌شود درحالی‌که این، جمع بین متناقضین است؟ شما می‌گویید که زیدٌ مَوجودٌ یعنی زیدٌ ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود، یعنی وجود خود ذات است، پس چه بگویید: زیدٌ وجودٌ و چه بگویید: زیدٌ مَوجودٌ، هر دو یکی است چون معنای آن، بسیط است. بنابراین وجود در اینجا مساوی با زید شد، پس چطور در آنجا گفتید که عدم مساوی با زید است، آیا این جمع بین متناقضین نیست؟ پس شما فقط در وجود می‌توانید این حرف را بزنید اما اگر همین مسئله را بخواهید به ماهیّات بکشانید اشکال پیش می‌آید و چه جوابی در آنجا می‌دهید؟!

  • پس اگر ثبوت در ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود را به معنای غیریّت بگیرید یعنی اگر آن را به معنای حملِ شیء بر غیر بگیرید، ترکیب لازم می‌آید و اشکال به‌حال خودش باقی است، و اگر ثبوت را به معنای ثبوتُ الشَّیء لنفسه بگیرید، بحث بسیط پیدا می‌شود که علاوه بر آن اشکالی که عرض کردیم، این مسئله در ماهیّات، خلاف است. شما نمی‌توانید بگویید که ما موجود را در آنجا به آن معنا می‌گیریم و در اینجا به این معنا می‌گیریم، این خلاف مطلب کلّی شما است.

  • و اگر شما موجودٌ را در اینجا به معنای ترکیب خودش گرفتید؛ الوجودُ مَوجودٌ یعنی ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود؛ ما اشکال می‌کنیم که آن وجودی که محمول برای این وجود واقع شده است، آیا وجود لا بشرط است یا بشرط لا است؟ اگر بشرط لا باشد، در این‌صورت می‌گوییم که آن وجود بشرط لا همیشه عارض بر ماهیّت می‌شود. یک وقت شما وجود را تنها یعنی بدون ماهیت درنظر می‌گیرید که عارض بر ماهیّت می‌شود، پس وقتی عارض بر ماهیت شد دوئیّت پیدا می‌شود. همین اشکالی که در اینجا هست؛ ذاتٌ که آن وجود بشرط لا برای این ذات ثابت است. و اگر وجود، لا بشرط بود، در این‌صورت وجود یعنی همان موجود دیگر و هلمّ جرّا که تسلسل پیدا می‌شود. این کلام مرحوم مطهّری و مسئله‌ای که در مطلب ایشان به‌نظر می‌رسید. بنابراین اشکال باز به‌حال خودش باقی است و حل نمی‌شود.

/