جلسه ۷۰
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۷۰
6ولی یک معنای ثبوتُ شیءٍ لِشَیءٍ این است که اصلاً شیء دیگری در اینجا وجود ندارد بلکه فقط ثبوتِ شیء است و لام اصلاً زائد است، چون ما در حمل یک ذات بر خودش ثبوتُ شیءٍ لِشَیءٍ نداریم بلکه ثبوتُ الشَّیء داریم. پس وقتی که میگوییم: زیدٌ زیدٌ، العِلمُ عِلمٌ، القُدرةُ قدرةٌ، در اینجا دیگر ثبوت قدرت برای قدرت نداریم بلکه ثبوتُ القدرة داریم، ثبوتِ زید داریم، ثبوتِ علم داریم، نهاینکه ثبوتُ شیءٍ لِشَیءٍ باشد. پس چه علی خواجه و چه خواجه علی، چه بگوییم ثبوتُ شیءٍ لِشَیءٍ و چه بگوییم ثبوتُ الشَّیء فرقی نمیکند. بنابراین اگر منظور از شیء در ثبوتُ شیءٍ لِشَیءٍ، شیء دیگر باشد ترکیب است، ولی اگر منظور از شیء، نفسُ الشّیء باشد این دیگر همان ثبوتِ شیء است.
توضیح بسیط بودن معنای مشتق در جواب شهید مطهّری
این مطلب بعداً در علم حضوری و علم ربوبی خواهد آمد که افرادی که فرمودهاند که تمام عالم عبارت از نور است و نور عبارت از علم است، چه مطلبی را خواستهاند قصد بکنند؟ و در آنجا میگوییم که منظور از کلام محیالدین و عرفاء در اینکه تمام عالم را نور تشکیل میدهد و حقیقت نور عبارت از علم است، آیا ثبوتُ الشَّیء است یا ثبوتُ شَیءٍ لِشَیءٍ است؟ اما آن چیزی که در اینجا فعلاً مورد لحاظ است این است که اگر در حمل موجود بر وجود که میگویید: المَوجودُ هو ذاتٌ ثَبَتَ له الوجود، ثبوتُ الشَّیء را لحاظ میکنید، پس این موجودٌ دیگر همان بسیط میشود و مرکّب نشد، چون ما در اینجا ثبوتُ شَیءٍ لِشَیءٍ نداریم تا بگویید که ثبوتُ شَیءٍ لِشَیءٍ فَرعُ ثبوتِ المثبتِ له، بلکه ما فقط یک ثبوتُ الشَّیء داریم. پس ثبوتُ الشَّیء مساوی با ثبوتُ الوجود است؛ چه بگویید ثبوتُ الوجود و چه بگویید ثبوتِ وجود برای ذات هر دو یکی است و هر دو یک مبدأ دارند. پس شما در اینجا قائل به مرکّب نشدید بلکه قائل به بسیط شدید؛ چه بگویید ثَبَتَ الوجود و چه بگویید ثَبَتَ الوجودُ لِذاتٍ، هر دو یکی است و در اینجا ترکیب نیست.

