جلسه ۷۰
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۷۰
3جواب شهید مطهّری برای اشکال مشتق
مرحوم مطهّری رحمة الله علیه یک جواب دیگری دادهاند و بهاینوسیله در مقام رفع اشکال برآمدهاند، ایشان فرمودهاند که به فرض اگر ما موجودٌ و بهطورکلّی مشتق را مرکّب هم بدانیم باز میتوانیم پاسخ معتزله و متکلّمین را بدهیم. اگر یادتان باشد در بحثِ حمل ما گفتیم که گاهی اوقات حملُ الشّیء به یک موضوعی است، و گاهی اوقات حملُ الشّیء بنفسه است؛ یعنی در آنجایی که بگوییم: زیدٌ زیدٌ، خود این زیدیّت را برای زید ثابت کردهایم، نهاینکه وصفی را برای یک موضوع ثابت کرده باشیم. یک وقتی میگوییم: زیدٌ عالِمٌ، در اینجا علم را بر زید ثابت میکنیم. بله، در اینجا زید یک طرف و علم هم در طرف دیگر است، و بعد این علم را بر زید ثابت و حمل میکنیم. یک وقتی میگوییم: زیدٌ أبیضٌ، در اینجا هم زید یک طرف است و بیاض هم یک طرف دیگر است، بعد این أبیض را حمل بر این زید میکنیم. همانطور که ما تمام اوصاف خارج محمول یا محمول بالضّمیمه را جدای از موضوع فرض میکنیم و بعد آنها را بر آن موضوع حمل میکنیم.
اوّلاً و بالذّات بودن حملُ الشَّیء علی نفسه
و گاهی اوقات ما خود ذات را بر خود ذات حمل میکنیم و این طبیعی است، بهجهت اینکه حمل ذات در وهلۀ اول و اوّلاً و بالذّات بر خودش است و بعد به غیر است، یعنی علم اوّلاً بلا اول بر خودش حمل میشود و بعد بر زید حمل میشود، یعنی العِلمُ عِلمٌ. حملِ علم بر خود علم اوّلاً و بالذّات است و بعد که شما میخواهید این علم را به زید حمل بکنید، ثانیاً و بالعَرَض میشود. بهطورکلّی هر وصفی یا ذاتی در وهلۀ اول برای خودش قوام و تحقّق دارد و بعد این وصف یا ذات، مال غیر است و بر غیر، حمل میشود. من در وهلۀ اول مال خودم هستم، بعد شوهر فلان خانم میشوم، پدر فلان شخص میشوم، برادر فلان شخص میشوم، همسایه فلان شخص میشوم، پس اول برای خودم هستم و روی پای خودم هم ایستادم. این قالی اول برای خودش است، یعنی اول برای خودش تحقّق و قوام دارد و بعد میشود ملک فلان شخص، بعد میشود متحیّز در این مکان و سایر اضافات، اعراض و صفاتی که شما بر این قالی حمل میکنید. پس حملُ الشَّیءِ علی نفسِهِ و حمل ذات بر ذات و بهاعتباردیگر ثبوت ذات برای ذات، اوّلاً بلا اول است. ذات در مرحلۀ اول برای خودش ثابت است و بعد برای یک شیء دیگر.

