اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۷۰

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۰

2
  •  

  • بسم الله الرحمن الرّحیم

  •  

  • عدم امکان لحاظ معنای لا بشرط و بشرط لا در مشتق

  • در جلسۀ قبل عرض شد علّتی که باعث شده است حکماء قائل به بساطتِ مشتق بشوند، چاره‌جویی برای اشکال مهمّ حملِ ذات با ثبوت وجود بر خود وجود تنها است، و بالتَّبَع این اشکال درمورد حمل موجود بر باری تعالی و پروردگار هم صادق است. ولی با توجه به عرایض گذشته، این‌طور به‌نظر می‌رسد که دخالت دادن معانی عقلیّه در وضعِ لغت و محاوره، و توجیه و پاسخ به اشکال با تغییر ماهیّت و هویّتِ لسان اهل عرف و مفاهیم عرفی، خالی از اشکال نیست. پس برای راه‌یافتن به پاسخ این اشکال باید راه دیگری را رفت، نه‌اینکه در معانی عرفی تصرّف کرد.

  • ما بالوجدان و بالبداهه این مطلب را می‌یابیم که مشتق اضافۀ بر آن معنای اشتقاقی، جهت دیگری را واجد است که به‌لحاظ آن جهت دیگر حرف، وزن و ترکیبی را به آن مادّۀ اشتقاق اضافه می‌کند. و ما برای سهولت کار و راحتی تفهیم و تفهّمِ معنا، ذات را از آن معانی مشتق انتزاع می‌کنیم، حالا شما در قبال ذات یا مترادف با ذات هر چیزی را می‌خواهید قرار بدهید اشکال ندارد.

  • و گفتیم که لحاظ معنای لا بشرط و بشرط لا در مشتق امکان ندارد؛ چون آن چیزی که لا بشرط است فقط مادّۀ اشتقاق است و موارد مشتق همه بشرط لا هستند، از مصدر گرفته تا اسم فاعل و امثال‌ذلک. پس اعتبار لا بشرطی در مشتق نمی‌آید یعنی هم مصدر بشرط لا است و هم سایر مشتقات مانند فعل ماضی، مضارع، امر، نهی، استفهام، اسم فاعل، اسم مفعول و امثال‌ذلک.

  • پس اینکه ما مشتق را به معنای بسیط بگیریم تا روی‌این‌جهت بگوییم که موجودٌ به‌اعتبار لا بشرطی همان وجود است که به معنای موجود آمده است خالی از اشکال نیست، یعنی اینکه بگوییم ما یک وقتی وجود را بشرط لا لحاظ می‌کنیم در این‌صورت اسمش را مصدر می‌گذاریم، و یک وقتی همان وجود را لا بشرط لحاظ می‌کنیم در این‌صورت اسمش را موجود می‌گذاریم، این معنا خالی از اشکال نیست. چون عرض شد که این مسئله با وجدان و بداهت منافات دارد، و هیچ‌وقت مصدر بشرط لا، لا بشرط نمی‌شود، آن وجودی که لا بشرط از وجود و موجود است، لا بشرط مَقسمی است، نه لا بشرط قِسمی. لا بشرط قِسمی هیچ‌وقت موجود نمی‌شود و بلکه ما اصلاً لا بشرط قِسمی نداریم. پس لا بشرط مَقسمی است که گاهی اوقات بشرط لا می‌شود، می‌شود مصدر، گاهی اوقات بشرط لا می‌شود، می‌شود موجود، گاهی اوقات بشرط لا می‌شود، می‌شود واجب.

/ 380