اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۷۰

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۰

11
  • تلمیذ: آیا شهید مطهّری هم همین مطلب را نمی‌خواهند بگویند؟

  • استاد: اشکال ما در این است که ایشان در وهلۀ اول می‌خواهند موجود را در همه‌جا بسیط بدانند و بعد می‌گویند که برفرض ما آن را مرکّب هم بدانیم باز در اینجا ثبوتُ الشَّیء است، ما می‌گوییم: نه، اگر در اینجا شما آن را به معنای ثبوتُ الشَّیء بگیرید در اینجا دیگر مرکّب نیست و بسیط است.

  • ببینید ما یک وقتی ترکیب مفهومی را بیان می‌کنیم و یک وقتی ترکیب مصداقی؛ حالا می‌گوییم که آیا آقای مطهّری ترکیب مصداقی را دارد می‌گوید یا مفهومی؟ می‌گوییم که شما در اینجا دارید ترکیب مفهومی را از بین می‌برید، چون می‌گویید که در ترکیب مفهومی ثبوتُ الشَّیء است نه ثبوتُ شَیءٍ لِشَیءٍ. در ترکیب مصداقی کسی نمی‌گوید که مصداق وجود، مرکّب است بلکه همه می‌گویند که مصداق، بسیط است.

  • یعنی آقای مطهّری می‌خواهد ذات را در اینجا از میان بردارد، وقتی ذات را از وسط و میان برداشت پس دیگر چه شما ذات بگذارید یا نگذارید، همان وجود، محمول برای موضوع ما می‌شود (و مفهوم بسیط می‌شود و دیگر مرکّب نیست.) عَرض ما این است که شما وقتی این کار را می‌کنید، آیا نسبت به همۀ ماهیّات این کار را می‌کنید؟ ایشان می‌گویند: بله! درحالی‌که ما می‌گوییم: موجود به‌معنی ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود است که آن ذات در ماهیّات می‌شود ماهیّات، ولی همین ذات در وجود چون ماهیّت ندارد می‌شود وجود. یعنی لازمۀ آن، ثبوتُ الشَّیء است، نه‌اینکه ما از اول بیاییم بگوییم که ذات به معنای ثبوتُ الشَّیء است. اگر از اول بگوییم که به معنای ثبوتُ الشَّیء است که دیگر ترکیبی وجود ندارد و بسیط است. پس ما در اینجا دست به ترکیب نمی‌زنیم یعنی موجودٌ باز از نظر مفهومی مرکّب است، ولی از نظر مصداقی چون وجود، ماهیت ندارد بسیط است.

  • بحث مشتق در اینجا تمام شد و به‌خاطر همین خصوصیّتی که داشت یک قدری آن را طولانی کردیم و دیگر دیدم که اگر بخواهیم مسائل اصولی را مطرح بکنیم تطویل بلا طائل است و دیگر خودتان بروید مباحث آقا شیخ محمّدحسین اصفهانی و آقا ضیاء عراقی را مطالعه بکنید که با مباحثی که در اینجا مطرح شد دیگر پنبۀ آن مباحث همدیگر زده می‌شود و روشن می‌گردند.

/