جلسه ۷۰
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۷۰
10پس وقتی که ما میگوییم: ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود، ذات را ما به معنای اعم میگیریم و مسئله درست است، اما همین ذات در ممکنات معنای ماهیّت میدهد ولی در خود وجود و مبدأ اول دیگر معنای ماهیّت نمیدهد، بلکه معنای نفسُ الشَّیء را میدهد و اشکال در اینجا دیگر برطرف میشود. بنابراین بههمان طریقی که ما برای وجود راهحل پیدا کردیم، همان مسئله برای مبدأ اول است. یعنی اگر بگوییم: الوجودُ مَوجودٌ یعنی ذاتٌ ثَبَتَ الوجودُ لِنَفسِهِ و لِحَقیقَتِهِ، پس چون وجود چیزی غیر از خدا نیست، چه شما بگویید: الله مَوجودٌ و چه بگویید: الوجودُ مَوجودٌ، فرقی نمیکند چون وجودِ بحت و بسیط همان وجودِ باری تعالی است. پس این ذات در ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود به معنای عامّی که دارد، در ماهیات، معنای ماهیّت را میدهد اما در خود وجود، چون وجود، ماهیت ندارد معنای خودش را میدهد.
عدم منافات معنای نفسالوجود برای ذات با مرکّب بودن معنای مشتق
بنابراین بهاینوسیله دیگر اشکالی برای مسئلۀ حکماء باقی نمیمانند و معتزله و متکلّمین هم پاسخ سؤال و اشکال خودشان را گرفتهاند؛ به اینکه لازمۀ اعمّیّتی که ما در ذات لحاظ میکنیم این است که در ماهیّات به معنای ماهیّت و در وجود به معنای وجود باشد، نهاینکه ما در خود موجود تصرّف بکنیم و همه را با یک چوب برانیم.
پس مفهوم مشتق بسیط نیست و مرکّب است، بله، از نظر مصداقی در وجود، بسیط است و در ماهیّات، مرکّب است. موجود یعنی ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود، منتها این ذات در ماهیّات بهمعنی ثبوتُ شَیءٍ لِشَیءٍ است، ولی در خود وجود چون ماهیّت ندارد نفسالوجود میشود، وقتی که ما سری نداریم چه چیزی را میخواهیم بتراشیم؟! پس در وجود که ماهیّت نیست، خود ذات میشود نفسالوجود. پس مشتق از نظر مفهومی مرکّب است و از نظر مصداقی در وجود میشود بسیط.
از بین بردن ترکیب مفهومی در معنای ذات، اشکال جواب شهید مطهّری

