جلسه ۶۹
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۹
5منبابمثال یک وقتی شما میگویید علم و منظور شما از علم، خصوصِ معلومات است پس شما علم را در اینجا بشرط لا اخذ کردهاید. ولی یک وقتی میگویید علم و منظور شما از این علم، معنای اعم است، حالا این علم چه معلومات باشد، چه انتساب به فاعل داشته باشد، چه انتساب به مفعول داشته باشد دیگر فرقی نمیکند، شما به تمام اینها علم میگویید. در اینجا دیگر واجِد علم، علم است، خود علم، علم است، دانسته شده، علم است، محل و مکان علم، علم است، وسیلۀ علم که کتاب است، علم است، زمان علم، علم است. یعنی شما این علم را باد میکنید و گسترش میدهید و یک اطلاق به آن میدهید بهنحویکه با این اطلاق تمام مقیّدات را در داخل شکم خودش بگنجاند. یعنی دراینصورت شما این علم را لا بشرط اخذ کردهاید پس میشود اسم فاعل، اسم مفعول و بقیّۀ موارد؛ یعنی اگر میخواهید اسم فاعل را ببینید بیایید و علم را ببیند، اگر اگر میخواهید اسم مفعول را ببینید بیایید و علم را ببیند، همینطور اگر اسم زمان، اسم مکان و بقیّه را اگر دیدید علم را دیدید، یعنی هیچفرقی دراینصورت با همدیگر ندارند. بنابراین این مشکل هم در اینجا دیگر حل میشود.
یکی نبودن محلّ بحث در باب مشتق با باب اتّحاد علم و عالِم و معلوم
تلمیذ: آیا یکی بودن علم و عالم در اینجا شبیه همان بحث اتّحاد عاقل و معقول است؟
استاد: نمیتوانیم این را بگوییم چون در بحث اتّحاد عاقل و معقول میخواهیم بگوییم که یک حقیقت بیشتر نیست ولی در اینجا بحث مفهومی داریم یعنی میخواهیم ببینیم که از این لفظ چه چیزی را میفهمیم؟ در آنجا در مصداق بحث میکردیم که مصداقِ علم و عالم و معلوم یکی هستند البتّه معلوم بالذّات نه معلوم بالعَرَض، ولی در همانجا هم ما در بحث مفهومی باز بین عالِم و معلوم و علم فرق میگذاشتیم یعنی بهلحاظهای مختلف، مفاهیم مختلفی را انتزاع میکردیم. اما در اینجا بحث، بحث مفهومی است یعنی ما میخواهیم بگوییم که از مفهوم الموجود چه چیزی را میفهمیم؟ حکماء میگویند که مفهومِ موجود، بسیط است و مرکّب نیست یعنی ما ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود نداریم بلکه ما فقط وجود داریم، پس چه بگویید موجود و چه بگویی وجود، هر دو یکی هستند. و میم را بر سر آن درآوردهایم چون میخواهیم انتساب به ماهیّت را برسانیم، اما حالا میم را بر سر آن نیاوردید هم اشکال ندارد؛ بهخاطر اینکه شما به یک اعتبار موجود را عوض میکنید و ماهیّت را هم لحاظ نمیکنید پس موجود، وجود میشود و به یک اعتبار در موجود، ذات را هم لحاظ میکنید.

