اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۶۹

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۹

13
  • عدم منافات معنای اضافی در مشتقّات با عدم سرایت مادّۀ اشتقاق غیر ذاتی را

  • پس روی‌این‌جهات ما چیزی که از ضارب می‌فهمیم این است که ضارب، محقق ضرب است، از عادل، محقق عدالت را می‌فهمیم، از عالِم، کسی که علم در آن تحقّق یافته است و واجد علم را می‌فهمیم. و این معنای واجد علم، محقق ضرب و امثال‌ذلک که ما همراه با ضرب می‌فهمیم منافاتی با آن مسئلۀ علمی اوّلی که گفتیم مادّۀ اشتقاق نمی‌تواند چیزی که در خودش وجود ندارد را به بیرون سرایت بدهد ندارد؛ مادّۀ اشتقاق می‌گوید که آن چیزی که در من است همان مادّۀ اشتقاق است، حالا اگر شما می‌خواهید این مادّه را به یک عنوان دیگری به‌کار ببرید باید یک چیزی به آن اضافه بکنید و این دیگر به من ربطی ندارد.

  • مثلاً می‌گوید که من ضرب هستم، این ضرب در هر کجا که آمد معنای ضربیّت را می‌رساند، حالا شما می‌خواهید مکان را هم به آن اضافه بکنید، خودتان یک حرفی برای آن اضافه بکنید و یک لفظی برای این مکان بیاورید، این دیگر به من مربوط نیست، من فقط ضرب را می‌رسانم. لذا در مَضرب که مکان ضرب است باز آن مادّۀ اشتقاق آمده است، مَضرب در اینجا با مَعلَم دوتا چیز هستند و ما دو معنا را از آنها می‌فهمیم؛ مَضرب یعنی مکان ضرب ولی مَعلَم یعنی مکان علم، این ضرب که در اینجا هست می‌گوید که من معنای خودم را رساندم و تکلیف و وظیفۀ خودم را ادا کردم و کنار رفتم، حالا اگر می‌خواهید مکان را هم بفهمانید یک میم سر آن در بیاورید و وسطش را فتحه بدهید، که این میم و فتحه حکایت از آن معنا می‌کند.

  • چطور اینکه یک وقتی شما می‌گویید: زید و همین «ز» و «ی» و «د» دلالت بر این وجود خارجی می‌کنند، و یک وقتی لفظ را کم می‌کنید و یک هو می‌آورید که آن «ه» و «و» هم بر همین زید دلالت می‌کند، و یک وقتی باز آن را کمتر می‌کنید و فقط یک هاء بدون واو می‌آورید و می‌گویید: ضَرَبَهُ و باز این هم حکایت از زید می‌کند، در اینجا هم مسئله همین‌طور است؛ یعنی شما میم و فتحه می‌آورید دلالت بر مکان می‌کند، الف در وسطش می‌گذارید دلالت بر فاعل می‌کند، واو و میم می‌آورید دلالت بر مفعول می‌کند مانند مضروب. پس برای‌اینکه یک عنوانی را بر این مادّۀ اشتقاق اضافه بکنید ناچار هستید از اینکه در این مادّۀ اشتقاق دخل و تصرّف بکنید، لذا در اینجا ما نمی‌توانیم خود را مُبرّای از آن معنای زیادی بکنیم.

/ 260