جلسه ۶۸
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۸
7گفتهاند که آنچه شما تابهحال دربارۀ مشتق میپنداشتید غلط بوده است، در مشتق اصلاً ذات نخوابیده است و اگر ما به حرف آنها نگاه بکنیم میبینیم که حرف بیربطی هم نمیزنند، بهخاطر اینکه وقتی ما به مادّۀ اشتقاق در یک حدث منبابمثال ضَرب نگاه بکنیم، میبینیم که ضَرب، حدثی است که مادّۀ اشتقاق برای این مشتقّات کثیره است. البتّه منظور من از ضَرب مادّۀ ض، ر، ب است نه ضَرب مصدری، چون ضَرب مصدری هم در اینجا بشرط لا اخذ شده است، یعنی ضَرب مصدری هم یکی از مشتقّات همین ض، ر، ب است. آن مادّۀ اشتقاق که ضَرب است و لا بشرط مَقسمی است ریشۀ برای ضَرب قِسمی و سایر مشتقّاتی است که از آن ض، ر، ب اشتقاق پیدا میکنند. لذا شما میبینید که ضَرب عبارت است از یک حدث و یک فعل خاصّی که آن فعل خاص باعث تألّم شخص دیگری میشود. حالا آن ضَرب که حَدَث است به صُوَر مختلفی تجلّی پیدا میکند؛ یک انتساب به فاعل دارد، یک انتساب به مفعول و مضروب دارد، یک انتساب به وسیلۀ ضَرب دارد، یک انتساب به زمان ضَرب دارد و یک انتساب به مکان ضَرب دارد. این انتسابهای متفاوت مشتقّاتی هستند که از آن مادّۀ اشتقاق، اشتقاق پیدا میکنند.
حدث بودن مادّۀ اشتقاق دلیل بر حدث بودن مشتقّات
سؤال من و بقیّه در این است که، البتّه بقیّه بهایننحو بیان نکردهاند و من یک نحو و بیان دیگری بهنظرم رسید که جایی آن را ندیدم، حالا شما این طرف و آنطرف تأمّل بکنید و ببینید آیا یک چنین بیانی هست؟ ممکن است در لابهلای حرفهای ایشان هم این بیان باشد. سؤال من در این است که چطور ممکن است که شما از یک مادّه که ض، ر، ب است و لا بشرط مَقسمی برای بشرط شیء و بشرط لاهایی است که آنها قِسم برای این مَقسم و قسیم برای خودشان هستند، چطور ممکن است شما از یک لفظ که حاکی و عنوان برای یک شیء خارجی که حَدَث است ذاتی را بیرون بکشید که آن ذات یک معنایی است که مقابل با معنای حدث است. یعنی وقتی مادّۀ اشتقاق ما حدث است، در قِسمهای این مادّۀ اشتقاق هم باید معنای حدثی لحاظ بشود نه معنای ذات.

