جلسه ۶۸
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۸
4قائل شدن بعضی به اصالةالماهیّة برای حلّ مشکل حملِ موجود بر الله
این مسئلهای است که از سابق مطرح بوده است و متکلّمین بیشتر این قضیّه را مطرح کردهاند و بسیاری برای حلّ این مطلب قائل به اصالةالماهیّة شدهاند، یعنی خیال خودشان را بهطورکلّی از این مسئله راحت کردهاند بهاینصورت که گفتهاند وجود یک امر اعتباری است، نهاینکه ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود باشد، و وقتی که وجود یک امر اعتباری شد بنابراین دیگر حاکی از محکی و عنوان برای یک مُعَنوَن نیست بلکه وصفی است که وقتی این ماهیّت به یک تغیّر و تحوّلی، متغیّر و متحوّل بشود، آن را از حاق و ذات ماهیّت انتزاع میکنیم. اما اینکه خود آن وجود در خارج یک تعیّن داشته باشد و خود او بخواهد بر یک ماهیّت حمل بشود که موجب تعدّد در ذات و حقیقت بشود و آن ماهیّت را از آن ذات و وجود جدا بکند، مسئله به این کیفیت نیست، بلکه وجود در اینجا اعتباری میشود و اعتباری هم امر عدمی است بنابراین دیگر اشکالی نیست.
در اینجا میگوییم که شما در مورد ذات پروردگار که دیگر قائل به ماهیّت نیستید، در آنجا چه میگویید؟ میگویند که ما مسئله را در ذات پروردگار حل میکنیم و میگوییم که در اللهُ موجودٌ، خود ذات و وجود را وُحدانی فرض میکنیم و آن را یک امر میدانیم، ولی در مورد غیر ذات پروردگار، قائل به انفکاک ذات از وجود هستیم ولی درهرصورت وجود را یک امر اعتباری میدانیم.
اشکال قائل شدن به اصالةالماهیّة برای حلّ مشکل حملِ موجود بر الله
اولین مطلبی که در جواب این افراد به ذهن میرسد این است که بگوییم اشکال شما در مورد ذات پروردگار است نه در مورد ذوات دیگر، و شما با این جواب و بهاینوسیله نمیآیید اشکال را حل بکنید و اشکال سر جای خودش باقی است، بلکه شما از مبنای خودتان در مورد ذات پروردگار دست برمیدارید. یعنی میگویید که ما در همهجا وجود را امر اعتباری میدانیم پس دیگر بین ذات و بین وجود فرقی نیست چون وجود یک امر عدمی است، ولی در مورد پروردگار میگویید که ما ذات را همان وجود میدانیم.

