جلسه ۶۶
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۶
5و اشکال دوم اینکه ما در تقرّر ماهیّت غیر از صِرف تصوّرِ ماهیّت چیز دیگری نداریم؛ شما الآن بنشینید و یک انسان دو سر را تصوّر بکنید، آیا این ممکنالوجود است؟ میگوییم بله، ممکنالوجود است، پس این را شما در عالَم ثابتات بگذارید، بعد بگویید که انسان سه سر، چهار سر، ده انگشتی، بیست انگشتی، سی انگشتی، آیا اینها ممکنالوجود هستند یا نه؟! پس ما میتوانیم إلیغیرنهایة ماهیّات ممکنالوجود فرض بکنیم. حالا این ماهیّات آیا قبل از فرض ما در آن عالَم، وجود داشتند؟ اگر بگوییم که وجود داشتند که خلاف است؛ چون صحبت و فرض ما در این است که تصوّر اینها دست خودمان است، پس شما ناچار هستید که بگویید: وقتی شخصِ فرضکننده ماهیّتی را فرض میکند، آن ماهیّت در آن عالَم ثابتات خلق میشود و تحقّق پیدا میکند، که این خلافِ وجدان است. و این دیگر از آن حرفهای سخیفی است که هر بچهای به آن میخندد؛ که شما بنشینید و همینطور ماهیّت فرض بکنید و چاپ بکنید و در آن عالَم ثابتات بگذارید. بنابراین چارهای نیست از اینکه شما بگویید که اصلاً عالَم ثابتاتی وجود ندارد، و وقتی که وجود نداشت، عدم که همان منفی است بر آن، حمل میشود. پس تازه به اول کلام برمیگردیم.
عدم منافات بحث عین ثابت عرفاء با مسئلۀ وجود
راجع به عینِ ثابت یک بحث دیگری است که نهتنها با مسئلۀ وجود منافاتی ندارد بلکه عین و حقیقتِ وجود است؛ عرفاء قائل هستند به اینکه اصل و ریشۀ هر ماهیّتی که در این عالَم تحقّق پیدا میکند بهنحو اندماج در علم ربوبی تحقّق دارد که آن مسئله ربطی به اینجا ندارد. و حالا راجع به خود همین قضیّه هم بعد از تمام شدن مطلب در اینجا، در بحث مشتق میآییم صحبت میکنیم. و چون حکماء این مباحث را مطرح کردهاند و در حواشی هم اینها آمدهاند و بالأخره مرحوم حاجی هم بر آن اساس آمدهاند این بحث را مطرح کردهاند، ما هم چارهای نداریم که بر همان ممشای قوم بحث بکنیم، وگرنه عرض کردم که این مباحث اصلاً خواندن ندارد چون مسئله خیلی ثمرۀ علمی ندارد. پس انشاءلله در آنجا این بحث را مطرح میکنیم که منظور از اعیان ثابته چه چیزی است.

