جلسه ۶۶
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۶
13توضیح بطلان قول قائلین به حال
سپس اشاره به بطلان قول قائلین به «حال» میکنیم با این قولمان:
ذکر «نفیٌ» و «ثبوتٌ» بدون حرف عطف یا از قبیل تعداد است یعنی وقتی که میشمارند، واو را نمیآورند، و یا از قبیل اسقاط حرف عاطف است، یعنی «نَفیٌ و ثبوتٌ» بوده است که بهخاطر ضرورت، عاطف حذف شده است.
نفی و ثبوت با عدم و وجود مرادف هستنند، (یعنی چه شما بگویید نفی و چه بگویید عدم، چه بگویید ثبوت و چه بگویید وجود فرقی نمیکند.) نفی و ثبوت بهحسب عقل و اصطلاح مرادف با وجود و عدم هستند همانطور که از نظر لغت و عرف هم مرادف با وجود و عدم هستند. و اینکه کلمه «مرادفة» را مفرد آوردیم درحالیکه به هردوتای نفی و ثبوت برمیگردد، بنا بر تقدیر حرف عطف به اعتبار کلّ واحد منهما است، (یعنی نفی و ثبوت هر کدام از این دوتا مرادف هستند.)
و تانیث «مرادفة» بهخاطر این است که در مصدر دو وجه جایز است. (ولیکن این حرف اشتباه است، اینکه میگویند در مصدر دو وجه جایز است، در مورد مذکّر است نه در مورد مؤنّث، یعنی اگر شما یک مرجعِ مؤنّث داشتید، هم میتوانید مصدر را مؤنّث بیاورید و هم میتوانید مصدر را مذکّر بیاورید، نهاینکه در جایی هم که مرجع شما مذکّر بود، مصدر مؤنّث بیاورید.) و یا ممکن است که بهخاطر این باشد که «مرادفة»، مصدر است، یعنی نفی و ثبوت با عدم و وجود مرادف هستند و مصاحبت دارند.
و حاصل مطلب اینکه:
همانطوریکه واسطۀ بین منفی و ثابت غیر معقول است، همینطور بین معدوم و موجود بهخاطر ترادفی که دارند واسطه، وجود ندارد.»
ماهیّت منشأ انتزاع امکان است نه وجود خارجی
تلمیذ: منشأ انتزاع امکان، ماهیّت است یا وجود خارجی؟
استاد: شما از صِرف تصوّر ماهیّت، امکان را انتزاع میکنید، یعنی همینقدر که ماهیّت را در ذهن آوردید میبینید که از نقطهنظر حملِ وجود و عدم حملِ وجود بر آن، متساویالطرفین است که این همان انتزاع امکان ذاتی است، یعنی هم امکان برای وجود دارد و هم امکان برای عدم. پس صرفِ تصوّر ماهیّت یَکفی فی انتزاعِ الامکانیّةِ الذاتیّةِ لها.

