جلسه ۶۵
توضیحات:
11ـ غرر في أن تكثر الوجود بالماهيات و أنه مقول بالتشكيك
جلسه ۶۵
8اختلاف بین مشّائین و اشراقیّین در انحصار تمایز بین دو شیء
امتیاز بین دو چیز یا بهتمام ذات است مثل اجناس عالیه، (در اجناس عالیه امتیاز بهتمام ذات است؛ «کیف» و «کم» هیچ مابهالاشتراکی ندارند، «کم» یک چیزی برای خودش است و کیف هم یک چیزی برای خودش است. بین جوهر و عَرَض هیچ مابهالاشتراکی نیست، جوهر، موضوع است و عَرَض، حالّ در آن است.1) و انواع اجناس عالیه در مقام نسبتشان با یکدیگر. (مثل مسموعات و مذوقات و... که دو جنس در تحتِ یک جنس عالی هستند، که آنها هم با همدیگر هیچ مابهالاشتراکی ندارند.)
یا امتیاز به بعضی از ذات است مثل انسان و فرس که مَیز در همان فصلیّتشان است. یا اینکه مَیز به تمام ذات یا بعض ذات نیست، بلکه مَیز بهواسطۀ منضّمات و عوارض غریبهای که دارند است، مثل زید و عمرو که اینها در انسانیّت با هم شریک هستند ولی بهواسطۀ منضمّات، قدّ و طول و امثالذلک با همدیگر اختلاف دارند.
مشّائون اقسام تمایز را در همین سه امر منحصر کردهاند و به قسم چهارمی که اشراقیّون به آن تفطّن پیدا کردهاند متفطّن نشدهاند، همانطوریکه ما گفتیم:
ذکر قِسم چهارم برای تمایز بین دو شیء توسط اشراقیّون
که یک قِسم دیگر، نقص و کمال در اصلِ ماهیّت واحده و سنخش است، بهاینصورت که ناقص و کامل هر دو از آن حقیقت هستند (که این همان نقص و کمال تشکیکی است، یعنی مرحوم حاجی میخواهند در اینجا همان تشکیک را بیاورند.) نزد طایفۀ اشراقیّه با این قِسم هم مَیز بین دو شیء حاصل میشود، چنانچه ما در حقیقت وجود این امر را بیان کردیم، پس مَیز بین این ناقص و کامل به تمام ذاتشان نیست به اینکه هر کدام ماهیّت جداگانهای باشند، (چون هر دو یکی هستند.)
و مَیز بین این ناقص و کامل بهواسطۀ فصول نیز نیست چون هر دو بسیط هستند و فصل ندارند. و مَیز به عوارض هم نیست (مثل مَیز در زید و عمرو)، چون اگر اینطور بود اینها متواطی بودند، و این خلاف فرض است (چون متواطی آن است که دو وجود در تحتِ یک ماهیّت واحده باشند، درحالیکه اینها اصلاً ماهیّت ندارند یعنی ماهیّت فصل و جنسی ندارند.) بلکه این تمایز بهواسطۀ کمالی از خود این حقیقت و نقصی از خود این حقیقت است، بهاینصورت که ناقص و کامل هر دو به تمام ذات بسیطشان از همدیگر ممتاز هستند، نه به اینکه اینها دو ماهیّت باشند (که بهواسطۀ ماهیّتشان متمایز و متباین باشند.) بلکه به اینکه اینها ماهیّت واحدهای هستند که مقول به تشکیک هستند.
- . تلمیذ: اگر این وجودات تنازل یافتۀ آن حقیقت هستند پس آیا برای جوهر و عَرَض هم نقطۀ اشتراکی متصوّر نیست؟
استاد: بله، این مطلب درست است ولی ما در اینجا به تشکیک کار نداریم. در اینجا بحث ما در وجود است، یعنی ما میخواهیم بگوییم که تمایز در این وجودات متمایزه از کجا آمده است؛ تمایز یا در ماهیّت است و یا در تشکیک است، تمایز در ماهیّت مربوط به تکثیرِ عَرضیّه است و تمایز در تشکیک در کثرت طولیّه است. بعد ایشان فعلاً دارند کثرت عَرضیّه را بیان میکنند، که تمایزی که بین دو وجود در کثرت عَرضیّه هست یا در تمام ذاتیّات ماهیّت آن دو وجود است و یا در تمام داتیّات نیست. تمایز در تمام ذاتیّات مثل دو وجودی که عَرَض هستند؛ مانند وجودِ «کم» و وجودِ «کیف»، هر دو وجود هستند ولی این وجود تعلّق به «کم» گرفته است و این یکی هم تعلّق به «کیف» گرفته است، و اینها هیچ مابهالاشتراکی با همدیگر ندارند چون هر دو جنس عالی هستند.
- . تلمیذ: اگر این وجودات تنازل یافتۀ آن حقیقت هستند پس آیا برای جوهر و عَرَض هم نقطۀ اشتراکی متصوّر نیست؟

