جلسه ۶۵
توضیحات:
11ـ غرر في أن تكثر الوجود بالماهيات و أنه مقول بالتشكيك
جلسه ۶۵
5بیان معنای رافع تنافی بین تشکیک در وجود با مسئلۀ صرافت در وجود
ولی اگر ما تشکیک در وجود را به یک معنایی گرفتیم که آن معنا منافی با مسئلۀ صرافت در وجود و مسئلۀ بسیط الحقیقة نباشد، دیگر از این اشکالات بری هستیم و آن اشکالات وارد نمیشوند. و آن معنا این است که تشکیک در وجود را از نقطهنظر رتبه در همان حدود ماهوی شدّت و ضعف خودِ وجود محدود بکنیم، اما از نقطهنظر حقیقت، تعیّن و واقعیّت، یک تعیّن را بیشتر نپذیریم. یعنی اینطور بگوییم که یک تعیّن بیشتر نیست، اما همانطوریکه شما در کثرت و تکثّرات عَرضیّه قائل به این هستید که ماهیّات متفاوته به وجود، کثرت و تعیّن میدهند ولی درعینحال این کثرت و تعیّن باعث نمیشود که آن وجود از آن وحدت حقیقی خودش دست بردارد، همینطور شما در مراتب تشکیکی وجود هم همین حرف را بزنید و بگویید که وجود با آن وحدت و حقیقت بالصّرافهای که دارد، به همان حدودِ شدّت و ضعف محدود میشود یعنی آن حدودِ شدّت و ضعف، حدودِ ماهوی او هستند، و اگر آن حدود برداشته بشوند یک حقیقت و تعیّن بیشتر باقی نمیماند. چرا میگویید که این تشکیک از نقطهنظر منشأ، مَظهَر و ظهور باعث میشود که ظهورات متفاوتهای تحقّق داشته باشند؟! نه، یک حقیقت و تعیّن بیشتر نیست که آن تعیّن در مراتب تشکیکی صُوَر مختلفهای به خودش میگیرد، همانطوریکه در مراتب عالَم دانی، صُوَر مختلفهای بهواسطۀ تعلّقش به مادّه و صورت میگیرد. بنابراین نزاع از میان برخاسته میشود و در اینصورت دیگر وِفق بین آراء حکماء و عرفای شامخین داده میشود.
مقصود حاجی ذکر عدم تنافی بین وحدت بالصّرافه وجود و قول به تشکیک
لذا اینطورکه از عبارت مرحوم حاجی در مسئلۀ تشکیک در وجود برمیآید، من خیال میکنم که برخلاف کلام بعضی از محشّین، ایشان میخواهند این شِقِّ دوم عَرضِ بنده را در اینجا مطرح بکنند. یعنی ایشان میخواهد این قِسم را در اینجا مطرح بکند که خیال نکنید که بین وحدت بالصّرافه وجود و بین قول به تشکیک منافاتی هست، گرچه فهلویّون از حکماء تشکیک به معنای اول را پذیرفتهاند و امتیاز بین انحاء وجود را قائل شدهاند و قائل به اختلاف بین وجودات در ماهیّت شدهاند گرچه میگویند که در حقیقت یکی هستند. ولیکن ما میتوانیم در اینجا قول به تشکیک را بهنحوی مطرح بکنیم که با این مسئلۀ ما هیچ اختلافی نداشته باشد. و به نظر بنده مرحوم حاجی در اینجا از مرحوم ملاّصدرا جلوتر آمدهاند یعنی اینطورکه از عبارات ایشان برمیآید، ایشان کلام ملاّصدرا را پشت سر گذاشته است تا قائل به این مطلب شده است.

