اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

10ـ غرر فی أحکام سلبیة للوجود

جلسه ۶۴

توضیحات:

10ـ غرر فی أحکام سلبیة للوجود

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۴

3
  • وجود، عَرَض هم نمی‌تواند باشد؛ این مسئله مشخّص است چون وقتی که وجود، جوهر نشد، طبعاً عَرَض هم نمی‌تواند باشد، چون عَرَض احتیاج به موضوعی دارد که قبلاً محقق باشد تا بعد این عَرَض بر او عارض بشود، درحالی‌که شیئی غیر از وجود نیست که قبلاً محقق شده باشد تا وجود بر آن، عارض بشود، پس وجود عَرَض هم نمی‌تواند باشد.

  • اطلاق جوهر و عَرَض بر وجود بالعَرَض و المجاز

  • بعد ایشان می‌فرمایند که ما بالعَرَض و المجاز می‌توانیم وجود را جوهر یا عَرَض بدانیم؛ یعنی وقتی که جوهری به‌لحاظ وجود، وجود پیدا کرد، شما می‌توانید بگویید که «الوجودُ جوهرٌ» یا «الوجودُ عَرَضٌ»، این مسئله به این لحاظ است که خود جوهر در اینجا وجود پیدا کرده است، که می‌شود وجودِ جوهری یا وجود عَرَضی. یعنی به تَبَعِ جوهر، خود وجود هم می‌تواند متّصف به جوهر بشود، پس می‌توانیم بگوییم که «الوجودُ جوهرٌ»، چون جوهر در اینجا وجود پیدا کرده است. یعنی وجود خودش در اول کار به جوهر، وجود داده است و بعد وقتی که جوهر، موجود شد خودش متّصف به جوهریّت شده است.

  • وجود در اینجا مثل خیّاطی است که خودش پارچه را ببرد و بدوزد و بعد آن را تن خودش بکند. در اینجا خیّاط خودش این پارچه را دوخته است، پس این پارچه نباید منّت به سر خیّاط بیاورد، بلکه منّت برای خیّاط است که آمده این کار را کرده است؛ جوهر با غیر از وجود نمی‌توانست وجودی پیدا بکند، این وجود است که به جوهر، وجود داده است، پس حالاکه به آن، وجود داده است، خودش هم متّصف به جوهریّت می‌شود. چون خود وجود در اینجا یک کاری انجام داده است، ما به تَبَع و مجاز این نسبت جوهریت را به وجود هم می‌دهیم. پس این نسبت دیگر مجازی می‌شود.

  • مجاز در نسبت را در مطوّل می‌خواندیم که «أنبَتَ اللهُ البَقلَ»، «أنبَتَ الرَّبیعُ البَقلَ». اسناد مجازی، مجاز عقلی، مجاز در اسناد، مجاز در الفاظ و اینها را در مطوّل می‌خواندیم، که دیگر آنجا بحث‌های سکّاکی پیش می‌آمد که بین مجاز عقلی و مجاز در موضوعٌ‌له چه فرقی هست؟ که این بحث‌ها در آنجا گذشت.1 خلاصه در اینجا به تَبَع و مجاز وجود متّصف به جوهریّت و عرضیّت می‌شود.

    1. . المطوّل، ج 1، ص 55.
/ 380