جلسه ۶۳
توضیحات:
9ـ غرر فی أن الوجود مطلق و مقید و کذا العدم
جلسه ۶۳
3در عالَم خارج و اعیان هم مسئله از همین قرار است، یک وقتی منظور ما از اینکه میگوییم: «الوجودُ موجودٌ»، این است که حقیقت وجود را در اینجا لحاظ میکنیم، که در اینصورت این تصوّر مفهوم وجود بهلحاظ وجود و تحقّق خارجی آن میشود. حقیقت وجودِ مطلق را در ذهن آوردن یعنی این حقیقت وجودِ مطلق به معنای یک وجود سِعِی و به معنای یک عمومیّتی است، که آن عمومیّت شامل جمیع انحاء وجودات میشود؛ یعنی هم شامل وجودات بشرط لا، و هم وجودات بشرط شیء میشود.
شاملیّت مفهوم هستی برای وجود بشرط لا و وجود بشرط شیء
وجود بشرط لا که عبارت از همان وجود پروردگار است، که بشرط عدمِ محدودیّت و عدمِ قید و عدمِ تعیّن است، که همان وجود بالصّرافه و ذات بحت و بسیط است که هیچ تعیّن و حدّی برنمیدارد. این مفهوم هستی هم شامل آن وجود بشرط لا و هم وجود بشرط شیء میشود؛ وجود بشرط شیء هر چیزی است که از مقام ذات تنزّل پیدا بکند، چه در مقام اسماء و صفات و چه در مقام مظاهر، تمام اینها وجود بشرط شیء هستند. و همانطور که قبلاً عرض کردم هر چیزی که نزولِ اراده و مشیّت باشد، تعیّن میخورد و ماهیّت بهخودش میگیرد، و فقط در یک جا و در یک نقطه ماهیّت و حدّی وجود ندارد که آن همان مقام هو هویت، مقام بشرط لائی، وجود بالصّرافه و ذات بحت و بسیط است، که در آنجا حدّی و ماهیّتی وجود ندارد. منتها ماهیات علی حَسَب مراتبِ وجود تفاوت پیدا میکنند و در این مسئله بحثی نیست؛ یک ماهیّت، ماهیّت مادّی است، و یک ماهیّت، ماهیّت مجرّد است. در مجرّدات هم ماهیّات بنا بر مراتب تجرد جنبۀ وجودیشان قوی و جنبۀ کثرتشان ضعیف میشود، تا آنجایی که به مقامِ نزول اول برسد، که جنبۀ تعیّن او دیگر خیلی کم است و بلکه میتوانیم بگوییم کالعَدَم است. پس ما از باب سنخیّت بین علّت و معلول بهایننحو باید این مراتب را ترسیم بکنیم.

