جلسه ۶۲
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۲
2بسم الله الرحمن الرّحیم
معقول ثانی فلسفی و منطقی
وَ الأوّلُ المَعقودُ بِهِ مِن القضایا قضیّةٌ ذهنیّةٌ و الثّانی المَعقودُ بِهِ مِنها قضیّةٌ حقیقیّةٌ؛1
بحث معقول ثانی به اینجا رسید که گفتیم اگر هم عروض و هم اتّصاف یک شیء در ذهن باشد، معقول ثانی منطقی میشود، و اگر عروض یک شیء در ذهن باشد ولی اتّصافش در خارج باشد، معقول ثانی فلسفی میشود. بهعبارت سلیستر اگر یک شیء در ذهن ساخته بشود و عروضش بر محمول در ذهن باشد نه در خارج، ولی موضوع در خارج متّصف به آن محمول است، و بهعبارتدیگر آن شیء مابإزاء خارجی ندارد که مصداق برای این شیء و مفهوم ذهنی واقع بشود، به آن هم معقول ثانی فلسفی میگویند. پس معقول ثانی فلسفی اعمّ از معقول ثانی منطقی میشود.
عدم ورود اشکال عَرَضی شدن عارض، از عبارت عروضِ در ذهن منظومه
منظور از اینکه میگوییم یک شیء در ذهن عارض میشود این نیست که این شیء، مفهوم عَرَضی باشد، همانطوریکه بعضی خواستهاند با این مسئله به مرحوم حاجی اشکال وارد بکنند. منظور ما در اینجا یک مفهوم عَرَضی نیست، بلکه منظور ما از عروضِ در ذهن این است که بتواند به موضوع، عارض بشود. لذا شما بسیاری از مفاهیم را میبینید که در یک موردی جنبۀ عَرَضی یعنی جنبۀ عروضِ بر موضوع پیدا میکنند و در یک مورد دیگر جنبۀ انتسابی پیدا میکنند، یعنی محمول بر آنها عارض میشود. منبابمثال یک وقتی ما میگوییم: «زیدٌ انسانٌ»؛ که در اینجا انسانیّت عارض به زید شده است چون محمول واقع شده است، و یک وقتی ما میگوییم: «الانسانُ زیدٌ»؛ یعنی در اینجا میخواهیم بگوییم که زید مصداقی از انسان است، الآن در اینجا زید عارض بر انسان شده است، یعنی بهعنوان محمول، عارض بر موضوع شده است.
مرحوم هیدَجی یک چنین مطلبی دارند،2 ولی بههرصورت منظور حاجی قطعاً نباید اینطور باشد، یعنی صِرف اینکه ایشان در اینجا سیاهی را مثال زدهاند، دلیل نمیشود بر اینکه مفهوم عَرَضی را قصد کردهاند. چطور اینکه مرحوم آملی هم یک مطلب دیگری راجع به بحث بعدی آوردهاند، راجع به اینکه چرا قضایای حقیقیّه از معقول ثانی فلسفی تشکیل میشوند، درحالتیکه قضایای حقیقیّه از معقولات اولیّه هم منعقد میشوند،3 که در آنجا هم اشکال به مرحوم حاجی وارد نمیشود، که حالا آن را عرض میکنیم.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 166:
اوّلی یعنی معقول ثانی منطقی آن است که قضایای ذهنیّه از آن درست میشود، و دومی یعنی معقول ثانی فلسفی آن است که قضایای حقیقیّه از آن درست میشود. (محقق) - . در تعلیقة الهیدجی علی شرح المنظومه پیدا نشد.
- . در درر الفوائد مرحوم محمد تقی آملی پیدا نشد.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 166:

