جلسه ۶۱
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۱
3میگویند فرهاد میرزا که یک دانشمند و آدم باسوادی بود، همینکه کشکول، زنبیل و امثالذلک داشت، یک روز در یک مجلسی نشسته بود که صحبت از آخوندها و این طلبهها شده بود. یک عدّهای آنها را مذمّت میکردند که اینها دیگر چه کسانی هستند! اصلاً فهم ندارند! فرهاد میرزا گفت که اتفاقاً فهم آنها از همۀ شما بیشتر است! میخواهید امتحان بکنیم؟ به فرّاش خودش گفت که اگر در خیابان یک آخوند را دیدی صدایش کن بیاید. اتفاقاً یک آخوند داشت میگذشت که گفت بیا، با شما کار داریم. طلبهای بود و آمد نشست و صحبت کردند، تا اینکه فرهاد میرزا گفت که من یک سؤال دارم؛ گفت در این حوضی که الآن وسط این حیاط است چند سطل آب جای میگیرد؟ یکی گفت که دویست سطل، دیگری گفت صد و پنجاه سطل، یکی دیگر گفت که بهنظر من دویست و پنجاه سطل آب جای میگیرد. به طلبه گفتند که در آن چند سطل آب جای میگیرد؟ گفت تا سطلش چقدر باشد! فرهاد میرزا گفت که دیدید گفتم، فهم اینها از شما بهتر است، یکی از شما سؤال نکرد و نگفت که اول سطل را نشان بدهید تا بعد جواب را بگوییم. این بهخاطر همان دقّتی است که در طلبهها از اول هست و در دانشگاه این چیزها پیدا نمیشود.
مثال تساوی برای معقول ثانی فلسفی
بنابراین وقتی که میگوییم این فرش مساوی با آن فرش است ممکن است این تساوی انواع و اقسامی داشته باشد؛ یک تساوی، تساوی در جنسش است، این فرش از پشم است و آن فرش هم از پشم است، بهخاطر همین میگوییم که این مساوی با آن است، اگر یکی از آنها نایلون باشد دیگر مساوی نیستند. یا تساوی در رنگ دارند، رنگ این فرش قرمز است، آن هم قرمز است. یا تساوی در کم دارند، این فرش مثلاً دو در سه است، آن فرش هم دو در سه است و همینطور تساوی در سایر جهات. پس ما الآن دو عین خارجی داریم که بین آنها تساوی برقرار است.

