جلسه ۶۰
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۰
8حتّی اینقدر قضیّه روشن است که بچه وقتی میگوید مامان من آبنبات میخواهم، آبنبات مشخّصی در نظرش نیست بلکه طبیعت کلّیه در نظرش است؛ لذا اگر شما بروید هر آبنباتی بخرید، میگوید این همان است و میپذیرد. بله، یک وقتی میگوید که من آبنباتی که دست این بچه است را میخواهم، در اینصورت اگر شما هزار آبنبات هم بخرید باز میگوید نه من این آبنباتی که دست این بچه است را میخواهم، در اینجا دیگر طبیعت کلّیه در ذهن او نیست بلکه فقط فرد در ذهن او است. اما یک وقتی شما به او میگویید آن آبنبات را لولو خورد! حالا بروم یکی دیگر برایت بخرم، میگوید باشد و قبول میکند. حالاکه یک آبنبات دیگر میخرید، آن را منطبق بر همان آبنباتی که لولو برده است میکند. پس معلوم میشود خود این بچه هم در ذهن خودش باز روی طبیعت کلّیه حکم میکند، یعنی باز ذهن این بچه میآید یک طبیعت کلّیه میسازد و یک فرد از خارج را منطبق بر همان طبیعت میکند، لذا دیگر گریه نمیکند.
اصلاً بهطورکلّی اغلب ذهنیّات ما را طبایع کلّیه تشکیل میدهند که معقول اولیّه هستند، معقول اوّلی یعنی اولین معقولی که عقل آن را تعمیم داده است، یعنی عقل، صورت حسّی را تعمیم و گسترش داده است و تبدیل به یک طبیعت کلّیه کرده است، این میشود معقولِ اوّلی. معقولاتِ أولیٰ عبارت هستند از طبایع کلّیهای که منطبق بر اعیان خارجی هستند.
انتزاع طبایع کلّیه از صُوَر در هر مرتبهای توسط عقل
تلمیذ: انسان بعضی اوقات کلّیات را ادراک میکند بدون اینکه این مطلب از طریق حس باشد، مانند ادراک مسائل غیر مادّی که ربطی به حس ندارند.
استاد: آن هم بالأخره صورت است؛ بحث ما در آنجایی است که شما با توجه به مدرکاتی که مستندِ به عالَم حس هستند کلّیاتی را ادراک میکنید. البتّه وقتی که یک انسانی باشد و بههیچوجه منالوجوه صورت از طریقِ حواس نداشته باشد ولی از راه برزخ، خیال و امثالذلک مدرکات را بهدست بیاورد، مدرکات او از طریق حسّی نیستند ولی خواهینخواهی باز در آنجا هم حکم به مشارکات، اختلافات و تمایزات میکند.

