جلسه ۶۰
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۰
2بسم الله الرحمن الرّحیم
غررٌ فی تعریفِ المعقولِ الثانی و بیانِ اصطلاحَینِ فیه
ان کان الإتّصافُ کالعروضِ فی *** عَقلِکَ فَالمَعقُولُ بِالثّانی صِفی بِما عُروضُهُ بِعَقلِنَا ارتُسِمَ *** فِی العَینِ أو فیه اتّصافُهُ رُسِمَ فَالمَنطِقِیُّ الأَوَّلُ کَالمُعَرِّفِ *** ثانیهُما مُصطَلَحٌ لِلفَلسَفی فَمِثلُ شَیئِیَّةٍ أو امکانٍ *** مَعقُولُ ثانٍ جا بِمَعنیٰ ثانٍ بحث ما دربارۀ معقولات است؛ بهطورکلّی در بحث وجود ذهنی عرض شد که پایه و اساسِ مُدرَکات انسان را صُوَر حسّیّه تشکیل میدهند، عقل آن صُوَر را بهواسطۀ صُوَر حسّیّه، مطابق با تجرد جوهری خودش به صورت مجرّد و جوهر درمیآورد و یک معنای سعی و تعمیمی از آن بهوجود میآورد که به آن، معقول گفته میشود.
منظور از اصطلاح معلوم بالعَرَض در کلام حکماء و مؤلّف
ما این مسئله را در تقسیمبندی که در تصویربندی این صُوَر حسّیّه عرض کردیم گفتیم، که خود اشیاء فی حدّ نفسها یک صورت دارند که مربوط به خودشان است، که همان نمود و ظهور آنها است، که ما با آن کار نداریم. یک صورت حسّی از خود آن اشیاء در وجود مادّی ما قرار میگیرد که به او هم کاری نداریم، گرچه در اینجا آلتی از آلات نفس است که این صورت را بهوجود میآورد و استخدام میکند ولی آن صورتِ عینی و حسّی هنوز جنبۀ مادّی دارد. آن صورت، اولین ارتباط بین انسان و خارج است، و بهواسطۀ آن صورت است که انسان میتواند از آن شیء خارجی اطلاع پیدا بکند.
حالا در اصطلاح مناقشه نیست، ما اسم آن را معلوم بالعَرَض میگذاریم. ولی معلوم بالعَرَض طبق اصطلاح حمکاء عبارت از همان عینِ خارج است، یعنی به همان شیئی که در خارج است معلوم بالعَرَض میگویند، یعنی علمِ انسان، معلوم بالذّات است که واسطه است برایاینکه آن معلوم بالعَرَض مشخّص بشود. اما آنطورکه به نظر میرسد بهتر است اصطلاح معلوم بالعَرَض را روی همان صورت حسّی که اولین مرحلۀ ارتباط انسان با خارج است بگذاریم، بهخاطر اینکه آن صورت، صورت علمیّه نیست بلکه واسطۀ در صورت علمیّه است. صورت علمیّه، صورت مجرّد است ولی این صورت جنبۀ مادّی دارد، پس اسم آن را معلوم بالعَرَض میگذاریم.

