جلسه ۵۸
توضیحات:
مسلک تضایف
جلسه ۵۸
8علّت، معلول است در مقام تنزّل نه در مقام ذات؛ علّت که معلول را خلق میکند و بهوجود میآورد یعنی نفس متنازل و نزول یافتۀ خودش است که به این صورت درآمده است. اما نهاینکه خود آن علّت، نفس این معلول با همین هویّت خاصّۀ خارجی خودش است و الاّ لازمۀ این حرف این است که یک شیءِ واحد هم علّت بشود و هم معلول که این محال است.
پس بنابراین لازمۀ متضایفین در ظرف و مظروف، در علّت و معلول و در هر چیزی این است که حفظ رتبه بشود در همان مرحلۀ خودش. علّت که علّت برای معلول و عینِ معلول است به این معنا است که این علّت، نفس و ذاتی است که تنازل به یک صورت پیدا کرده است اما نهاینکه آن صورت الآن علّت است. صورت، علّت نیست بلکه ذاتِ این نفس متنازله الآن علّت شده است. اینکه به معلول میگوییم که علّت است بهخاطر این نیست که معلول، علّت است در مرتبۀ خودش بلکه در مرتبۀ فنای در علّت، علّت است. اما اگر شما معلول را در همان مرتبۀ خودش که مرتبۀ مخلوقیّت است علّت برای خودش بدانید، محال لازم میآید؛ که یک شیء در آنِ واحد هم علّتِ خودش باشد و هم معلولِ خودش! پس معلول، علّت است از نقطهنظر فناءِ در علّت، بهنحوی که اگر شما جنبۀ هویّت معلولیّتش را بردارید علّت میشود.
تازه آنموقع دیگر علّت نیست بلکه هیچ چیزی نیست، آنموقع نه علیّت است و نه معلولیّت. وقتی شما به آن علّت هم میگویید که معلول است یعنی اسم تنازل خودش را معلول میگذاریم، نهاینکه آن علّت محدود به این معلول شده است و الآن شما به این معلول، علّت میگویید. پس شما همیشه باید اختلاف رتبه را در تسمیه و اتّصاف لحاظ بکنید نهاینکه همه را داخل همدیگر قاطی بکنید. و این یک مسئلهای است که من دیدم خیلی از افراد به آن توجّه نداشتهاند یا مثلاً جور دیگری آن را تصوّر کردهاند، حتّی مرحوم مطهّری هم دیدم در اینجا این مسئله را اینطور مطرح کردهاند1 که بهنظر جای تامّل میآید.
- . مجموعۀ آثار شهید مطهّری، شرح مبسوط منظومه (1)، ص 355.

