جلسه ۵۸
توضیحات:
مسلک تضایف
جلسه ۵۸
3جهتِ وجود فی نفسه و قوام بذاته داشتن صورت معقوله
و جهت این مسئله که ایشان میفرمایند خود این وجود فیحدّ نفسه یک وجودِ معقول است چه عاقلی این را تعقّل بکند یا نکند، این است که این وجود اختصاص به یک نفسِ واحد ندارد. شما میبینید که افراد عدیده و بسیاری یک صورت معقول را تصوّر میکنند، و این دلیل بر این است که این وجود زائیدۀ یک نفس نیست؛ چون اگر زائیدۀ یک نفس بود باید مختصّ به خود او باشد! ضَربی که از شما صادر میشود مختصّ به خود شما است و امکان ندارد که از دیگری صادر بشود، آن رؤیتی که از شما تحقّق پیدا میکند مختصّ به خود شما است و به دیگری هیچ ربطی ندارد. ولی ما میبینیم صُوَر معقوله اینطور نیستند یعنی میبینیم که صُوَر معقوله صُوَری هستند که افراد بسیاری در آنها شریک هستند؛ یعنی حسن، حسین، تقی، بکر و خالد آن صُوَر معقوله را ادراک میکنند پس معلوم میشود این صورت معقوله صورتی است که اختصاص به یک نفر ندارد و زائیدۀ نفس یک نفر نیست. پس از جای دیگری منبعث میشود، منتها نفسِ بکر، خالد، زید و عمرو مَظهَر آن انبعاث است.
مسئله تا اینجا خیلی دقیق و درست است و ما به اینجا اشکال نداریم! در اینکه صورت معقوله از این نقطهنظر که منبعث از عقل فعّال است بحثی نیست، که این صورت معقوله از آنجا تراوش میکند و همینطور پایین میآید تا به این دریچۀ نفس میرسد و نفس این صورت را در خودش جای میدهد، و محلّی برای این صورت است البتّه نه مثل حالّ و محل و امثالذلک ـ حالا ما آن را صدور یا چیز دیگری بدانیم ـ درهرصورت این نفس محلّی برای این صورت قرار میگیرد. بناءًعلیهذا چه عاقلی این صورت را تعقّل بکند یا نکند، این صورت یک وجود فی نفسه و قوام بذاته برای خودش دارد یعنی خودش برای خودش یک کسی است؛ من خودم برای خودم یک کسی هستم، حالا میخواهد کسی من را در خانهاش راه بدهد یا ندهد، حالا میخواهد مردم به من احترام بکنند یا نکنند، حالا میخواهد من را بالا بنشانند یا ننشانند، از بالا نشاندن بالا نمیروم و از پایین نشستن هم پایین نمیآیم. پس هر کسی برای خودش یک شخصیّت و وجودی است، این صُوَر معقوله هم همینطور هستند یعنی برای خودشان یک وجود معقولی هستند که از یک عقل فعّالی صدور پیدا کردهاند، حالا چه حسن اینها را تعقّل بکند یا نکند!

