اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۵۸

توضیحات:

مسلک تضایف

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۵۸

12
  • کافی نبودن مسلک تضایف به تنهایی برای اثبات اتّحاد عاقل و معقول

  • این مطلبی بود که به‌نظر رسید و اشکال مرحوم سبزواری به مرحوم آخوند در جای خودش ثابت است گرچه امثال مرحوم مطهّری و آشتیانی از مرحوم آخوند جواب داده‌اند و فرموده‌اند:

  • این تضایفی که شما دارید در اینجا به آن اشکال وارد می‌کنید اشکال شما وارد نیست چون آخوند نیامده است بگوید که فقط مسلک، مسلکِ تضایف است و بس، بلکه فقط می‌خواهد در اینجا همین‌قدر را اثبات بکند که در اینجا هر معقولیّتی یک عاقلیّتی را لازم دارد. حالا اینکه شما گفتید که پس ظرف و مظروف هم از باب تضایف اتّحاد دارند، مسئله این‌طور نیست و این بحث عاقل و معقول با ظرف و مظروفی که شما مثال زدید فرق می‌کند.1

  • یعنی می‌خواهم بگویم که اشکال مرحوم سبزواری هم این است که یک وقتی مرحوم آخوند از باب تضایف جلو می‌آیند و مطلب را اثبات می‌کند، و یک وقتی تضایف را به انضمام چیز دیگر بیان می‌کنند. تضایف به انضمام یک چیز دیگر برای اثبات مطلب اشکال ندارد و ما هم همین حرف را می‌زنیم. ما هم می‌گوییم که هر معقولیّتی یک عاقلیّتی را لازم دارد، ولی اینکه شما بخواهید صرفاً از باب تضایف وارد بشوید، اتّحاد عاقل و معقول را اثبات نمی‌کند. حالّ و محل هم همین‌طور هستند؛ ممکن است بعضی بگویند که صُوَر معقوله حالّ در نفس هستند و هیچ اتّحادی با نفس ندارند. یعنی حالّ در نفس هستند و مثل ظرف و مظروف می‌ماند.

  • عدم احتیاج به مسلک تضایف با مادّی نبودن صُوَر معقوله

  • مگر اینکه ما از این باب وارد بشویم که چون صُوَر مجرّده مجرّد هستند و جنبۀ مادّی ندارند، امکان ندارد اینها از غیر نفس زائیده شده باشند. اگر مسئله این‌طور باشد دیگر اصلاً نیازی به تضایف نداریم؛ شما چه بگویید اینها متضایفین هستند و چه بگویید که غیر متضایفین هستند مطلب اثبات می‌شود؛ این صُوَر معقوله جنبۀ مادّی ندارند بلکه جنبۀ مجرّد دارند، و این جنبۀ تجرد آنها فقط از یک امر مجرّد ممکن است که تحقّق پیدا بکند. آن امر مجرّد هم نفس، عقل فعّال یا سلسلۀ مراتب یا هرچه می‌خواهد باشد است. پس اتّحاد بین آن صورت و بین باعث و فاعل آن صورت برقرار می‌شود. در این‌صورت ما دیگر نیازی به تضایف نداریم. یعنی شما چه قائل به تضایف بشوید یا نشوید مطلب اثبات شده است، چطور اینکه مرحوم آخوند از راه غیر تضایف هم مطلب را اثبات کرده است. و دلیل اول در همان حاشیه مرحوم آشتیانی هم به همین تضایف برمی‌گردد.2

    1. . تعلیقه بر شرح منظومه حکمت سبزواری (میرزا مهدی مدرّس آشتیانی)، ج 1، ص 337.
    2. . تعلیقه بر شرح منظومه حکمت سبزواری (میرزا مهدی مدرس آشتیانی)، ج 1، ص 337.
/