جلسه ۵۷
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۷
9یعنی ما این مسئله که هیچ آلت مادّی برای تحقّق این صورت نداریم را قبول میکنیم و کنار میگذاریم، بنابراین صورت، صورت مجرّده میشود. تجرد هم علّت، دلیل و سبب میخواهد؛ و سببِ تجرد، عقل فعّال است. پس عقلِ فعّال بهواسطۀ افاضه بر این صورت، این صورت را معقول میکند. آیا معقول بدون عاقل را میشود تصوّر کرد؟ ابداً امکان ندارد تصوّر بشود. اگر تصوّر معقول بدون عاقل ممکن باشد پس معلوم میشود که این معقولیّت، معقولیّت بالذّات نیست بلکه معقولیّت بالعَرَض است، چون خودش قبلاً یک قوامی داشته است پس معلوم میشود که در اینجا فقط بهعنوان عَرَض یک اتّصاف به معقولیّت پیدا کرده است.
سیّان بودن وجود فی نفسه صورت با وجود لغیره آن، دلیل برای اتّحاد
مثلاً شما برای خودتان یک وجودی دارید، بعد کسی در سیاهبازی شما را سیاه میکند، وقتی که شما را سیاه کرد متّصف به سواد میشوید. تا حالا سفید و أبیض بودید از حالا أسود میشوید. این سوادی که الآن بر شما عارض شده است بهخاطر یک امر بالعَرَض است، چون شما قبل از اینکه این سواد بر شما عارض بشود وجود داشتید یعنی وجود فی نفسه و برای خودتان داشتید. پس معلوم میشود این سوادِ بالعَرَض آمده است و بالعَرَض با خود وجود فی نفسه ناسازگار است. یعنی اگر شما وجود فی نفسه و لذاته داشتید پس این سواد نباید وجود شما را محقق بکند بلکه باید عَرَض شما را تغییر بدهد که تغییر هم داده است.
ولی صحبت ما در معقولیّت این صورت این است که این صورت قبل از اینکه عقل فعّال آن را درست بکند اصلاً در خارج نبوده است. یعنی وجود فی نفسه، کینونیّت و تحقّق این صورت عینِ افاضه است، نهاینکه مثل اضافۀ مقولیّه باشد که قبلاً صورتی بوده است و بعد آن عقل فعّال به این صورت افاضه کرده است و آن را درست کرده است. اینطور نیست بلکه اصلاً چیزی نبوده است، آن چیزی که در خارج بوده است صورت بالعَرَض بوده که جنبۀ مادّی داشته است و مورد بحث ما نیست. آن چیزی که مورد بحث ما است جنبۀ تجردی صورت است که آن جنبۀ تجردی صورت بدون افاضۀ از عقل فعّال عدم بوده است.

