جلسه ۵۷
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۷
2بسم الله الرحمن الرّحیم
صورت مجرّد از مادّه منظور حکماء از صورت در اتّحاد صورت با عاقل
در جلسۀ قبل بیان شد که منظور از صورتی که حکماء دائماً به اتّحاد آن با عاقل حکم میکنند، یک صورت مجرّد از مادّه و شوائب مادّی است؛ چه صورت معقوله باشد و چه صورت محسوسه. درمورد صورت محسوسه که بَصَر است مثال زدیم و در صورت محسوسهای که لمس است هم مطلب همینطور است. و بهطورکلّی تمام صُوَر محسوسه از این قبیل هستند منتها ما بَصَر را مثال زدیم ولی اقسام دیگر آن هم بر همین وزان هستند.
وقتی که انسان یک چیزی را لمس میکند خود دست انسان مادّی است و آن شیءِ ملموس هم مادّی است؛ از تصادف بین این دو شیء مادّی ـ که یکی از آنها آلتی از آلات انسان است که همان دست و پا است و یکی از آنها هم آن شیء ملموس است که بالأخره از این نقطهنظر که مادّی هستند فرقی نمیکنند ـ یک اثر در سلسلۀ اعصاب بدن بهوجود میآید که آن اثر، اثر مادّی است. آن اثر مادّی بهواسطه سلسلۀ اعصاب به مغز منتقل میشود یعنی آن تغییری که در سلسلۀ اعصاب هست به مغز منتقل میشود و مغز آن تأثیر را در خودش جای میدهد یعنی آن تأثیر در جایگاه مخصوص آن اثر قرار میگیرد، و بعد نفس یک کپی از آن اثری که در مغز هست برمیدارد. آن کپی میشود مجرّد؛ بهجهت اینکه نفس خودش مجرّد است پس نمیتواند ظرف برای مادّه واقع بشود، همانطوریکه در مجلس قبل عرض کردیم؛ سنخیّت بین مجرّد و مادّه اقتضا میکند که اگر شما مسئله را ظرف و مظروف، حالّ و محل و یا انشاء و افاضه بگیرید باز مجرّد باید سنخیّت با آن صورتِ وجود داشته باشد، یعنی به هر کیفیتی باید سنخیّت وجود داشته باشد. نمیشود یک کتاب مادّی باشد اما عَرَضی که بر این کتاب عارض میشود مجرّد باشد؛ مثلاً بیاضش مجرّد باشد، سوادش مجرّد باشد، امکان ندارد که اینطور باشد و بالعکس. پس این صُوَری که در ذهنِ انسان حاصل میشوند یک صُوَری مجرّد از مادّه و شوائب مادّه هستند.

