جلسه ۵۷
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۷
12ما در هر چیزی وجود فی نفسه داریم، شما هر چیزی را که تعقّل بکنید یک وجود فی نفسه دارد ولو اینکه در خارج هم تحقّق نداشته باشد. منتها یک وقتی این وجود فی نفسه آن، لغیره است و یک وقتی لنفسه است؛ وجود حروفات رابطی لغیره هست. پس وجود فی نفسه صورت معقوله مساوی با لغیره آن است.
مسئله در متضایفین هم همینطور است؛ وجود فی نفسه اضافه عینِ وجود لغیره است. آیا ما معنای اضافه را میفهمیم یا نمیفهمیم؟! معنای اضافه بدون تحقّق طرفین فهمیده نمیشود؛ بنابراین صرفِ تصوّر تحتیّت یا فوقیّت دو طرف را با خودش یدک میکشد چه شما بخواهید و چه نخواهید، صرفِ تصوّر بنوّت، أب را در ذهن شما آورد چه بخواهید و چه نخواهید. پس همینکه بنوّت را میگویید یعنی وجودِ إبن مندکّ در وجود أب است و أب مندکّ در وجود إبن است. یعنی لازمۀ صرفِ تصوّر اضافه و اتّصاف یک شیء به یک وصف اضافی، اندکاک فی نفسه در لغیره است، یعنی از لغیره یک فی نفسه زاییده میشود.
تصوّر عدد بدون معدود دلیل برای تجرد و مادّی نبودن اعداد
تلمیذ: معدود در خارج همیشه با عدد همراه است پس چطور ما میتوانیم در ذهن عدد را از معدود جدا بکنیم و بگوییم که فی نفسه است؟
استاد: خود تصوّر ما از یک شیء یعنی وقتی یک شیء را خالی از اغیار میبینیم خواهینخواهی یک عدد یک را در ذهن ما تداعی میکند. اما منظور من در اینجا این است که یک امر مادّی از این عدد «یک» در ذهن من نمیآید که آن امر مادّی عدد «یک» باشد بلکه عدد «یک» را ذهن انتزاع میکند. ما در خارج غیر از رنگ، وزن، گوشت، پوست و چوب سیب چیز دیگری نداریم، اگر عدد مادّی است شما در اینجا بگویید که این عدد «یک» هم یکی از آنها است درحالیکه چنین چیزی نداریم!
در خارج شما پشم دارید که من هم آن را نشان میدهم و میگویم که این پشم است، یا در خارج رنگ است پس من میگویم که این رنگ است ولی آیا در خارج عدد هم هست؟! اما در عدد اینطور نیست یعنی در عدد ما هیچ مابإزائی نداریم یعنی وقتی ما میبینیم یک شیء خالی از قید است، خواهینخواهی یک عدد در ذهن ما تداعی میکند و پیدا میشود. آن عدد میشود مجرّد که جنبۀ مادّی ندارد.

