جلسه ۵۷
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۷
11ذکر مثال برای طولی بودن صُوَر، نفس و عقل فعّال
حالا بحث از این مسئله بعداً در بحث علم و سلسلۀ نزول میآید، در آنجا میگوییم که عقل فعّال بهواسطۀ تصرّف در نفس، قوای نفس را بهکار میگیرد، و وقتی قوای نفس از عقل، مشاعر، شعور، احساس، عواطف، لمس و امثالذلک را بهکار گرفت یک صورت عقلیّۀ مجرّده درست میکند.
قضیّه در اینجا عیناً مثل قضیّه در ﴿ٱللَهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ﴾ است، همان مطلبی که آقا در معاد شناسی آوردهاند که در یک جا میگوید: ﴿ٱللَهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ حِينَ مَوۡتِهَا﴾؛1 از یک طرف میگوید که خدا توفّی میکند، از یک طرف هم میگوید: ﴿قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ﴾؛2 ملک الموت توفّی میکند. از یک طرف هم میگوید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلٰٓئِكَةُ﴾؛3 ملائکه جزئیّه توفّی میکنند.4 اگر خدا توفّی میکند پس عزرائیل چهکاره است؟ اگر عزرائیل توفّی میکند پس ملائکه چهکاره هستند؟ مسئله اینطور نیست بلکه تمام اینها در سلسلۀ طولیّه قرار دارند یعنی یک عمل و کار است که منشأ آن خدا است، در وسطش عزرائیل است و در آخرش ملائکه جزئیّه هستند، یعنی در اینجا یک عمل است.
عین همان کلامی را که در آنجا گفتیم در اینجا هم میگوییم؛ عقل فعّال نفس را راه میاندازد و نفس قوا را راه میاندازد، وقتی قوا را راه انداخت صورت معقوله درست میشود. پس صورت معقوله با قوای نفس متّحد است، قوای نفس هم با خود نفس متّحد هستند، در اینصورت بین نفس با صورتش و عقل فعّال اتّحاد برقرار میشود که این میشود اتّحاد عاقل و معقول.
ذکر مثال برای یکی بودن وجود فی نفسه و لغیره صورت معقوله
تلمیذ: اگر صورت مجرّده وجود فی نفسه داشته باشد دیگر اتّحاد عاقل و معقول معنا ندارد.
استاد: وجود فی نفسه در اینجا عین وجود لغیره است. این صُوَر مثل وجودات رابطی حروف هستند. اگر در اینجا معنای اسمی داشته باشد حرف شما درست است ولی در حروف وقتی که شما میگویید: «سِرتُ مِن البصرة الی الکوفه»؛ از ابتدای بصره سیر کردم. اینکه معنای ابتدا را در همان اول به «سِرتُ» میچسبانید، یعنی وجود فی نفسه آن، مندکّ در وجود لغیره میشود، در اینجا هم مسئله همینطور است. یعنی شما بهواسطۀ «سِرتُ» یک ابتدائیّتی درست کردید ولی این ابتدائیّت استقلال ندارد، داد میزند که من استقلال ندارم، استقلال و وجود و تحقّق من در طرفین قضیّه است، در «سِرتُ» و «بصرة» است، پس همان وجود فی نفسه میشود.
- . سوره زمر (39) آیه 42.
- . سوره سجده (32) آیه 11.
- . سوره نساء (4) آیه 97.
- . معاد شناسی، ج 1، ص 201.

