جلسه ۵۷
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۷
10پس وجود فی نفسه این صورت یعنی وجود خودش برای خودش با وجود لغیره آن سیّان است، یکی است و فرق نمیکند. چه شما بگویید که وجود این صورت لغیره است یعنی وجودش در غیر است مثل وجود حروف که وجودِ لغیره دارند، و چه اینکه بگویید این صورت وجود فی نفسه دارد، هر دو یکی است. و وقتی که هر دو یکی شدند پس اتّحاد بین عاقل و معقول بهوجود آمد؛ این صورت معقولۀ ما عینِ همان عاقل است منتها مرتبۀ نازل آن عاقل است.
قائلین به این قول میگویند حالاکه این صورت را به آن عقل فعّال و بسیط چسباندیم، به این نفس چه نقشی بدهیم؟ میگویند چون عقل از دریچۀ نفس این صورت را بهوجود آورده است پس با خود نفس هم اتّحاد برقرار میکنند. این طریق استدلال این افراد است.
علّت معدّه حساب کردن نفس اشکال قول ملاّصدرا و مرحوم آشتیانی
عَرض بنده این است که ما در اینجا نباید بین عِلَل و اسباب مترتّبه مطلب را بهنحوی مطرح بکنیم که برای درست شدن و تحقّق یک سبب، نفی سبب دیگر را بکنیم. در اینکه این صُوَر از عقل فعّال بهوجود آمدهاند و عقل فعّال باعث و علّت افاضه است دلیل نمیشود که خود نفس ما نقش خالقیّت و انشاء در این صُوَر را نداشته باشد. شما میگویید که این صورت فی نفسه برای خودش یک وجودی دارد سواءٌ عَقَلَهُ العاقِلُ أم لا؛ میخواهد یک عاقلی این را تصوّر بکند یا نکند، درهرصورت این خودش یک وجود فی نفسه دارد.
ما میگوییم که تصوّر یک چنین مسئلهای محال است؛ چون اگر عاقل این را تصوّر میکند پس این معقول اصلاً وجود فی نفسه ندارد چون تمام وجود و اصلش لغیره است. و اگر عاقل نیاید آن را تصوّر بکند پس اصلاً وجودی در اینجا نیست. اگر عاقلی باشد این وجود هست و اگر عاقلی نباشد این وجود نیست. نهاینکه شما میخواهید این را نسبت به آن عقل فعّال بدهید و نفس را از این قضیّه کنار بگذارید و بگویید نفس از عِلَل و معدّات است. مرحوم آشتیانی میگویند نفس و قوای نفسانی از از عِلَل و معدّات هستند.1 نمیشود ما اینطور بگوییم چون قوای نفسانی یک مرحلۀ نازلۀ از خود نفس هستند و همان قوای نفسانی این صورت را خلق میکنند، پس این صورت مرحلۀ نازله از خود نفس میشود. آن نفس هم به عقل فعّال وصل است پس این سلسلۀ مراتب بدون هیچ اشکالی تا عقل فعّال درست میشوند. پس اتّحاد عاقل و معقول بدون اینکه شما این حرف را هم بزنید تحقّق پیدا کرد.
- . تعلیقه بر شرح منظومه حکمت سبزواری (میرزا مهدی مدرس آشتیانی)، ج 1، ص 314.

