جلسه ۵۶
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۶
8مرحلۀ دوم رسیدن صورت مادّی به مغز است با آلات مادّی
مرحلۀ دوم این است که ما الآن میخواهیم به این جناب نگاه بکنیم و دست بزنیم. پس اوّلاً به این حیوان نگاه میکنیم و فوراً اطلاع پیدا میکنیم بر اینکه سوسک و حیوانی در این اطاق هست. در اینجا چه عملی انجام شده است تا ما به این مسئله اطلاع پیدا کردهایم؟ چون بالأخره بین دو حال ما یک تفاوتی است؛ قبلاً علم نداشتیم ولی الآن علم پیدا کردهایم. چه دگرگونی در ما ایجاد شده است که ما به این شیء خارجی که ربطی به ما نداشته است اطلاع پیدا کردهایم؟ حالا اطلاع انواعی دارد؛ یا بهنحو بصر است، یا بهنحو لمس است، یا بهنحو ذوق است و امثالذلک. بالأخره ما به یک نحوی اطلاع پیدا میکنیم، اطلاع دیگر اطلاع است!
ما با آقای شیخ فلان در یک جایی نشسته بودیم و یک شخص کوری هم کنار ایشان نشسته بود. کور که نمیبیند، راه اطّلاعش با لمس است؛ تا احساس کرد که ایشان کنارش نشسته است شروع کرد به دست زدن به ایشان؛ دست زد به عبا و بعد قبا را گرفت، گفت: «حاج آقا سلامٌ علیکم!» این شخص کور بهواسطۀ لمس قبا و عبا و اینکه دید اینها با لباس افراد عادی فرق میکنند، فهمید که این شخصی که در کنار ایشان نشسته است معمّم است. این راه اطلاع ایشان است اما من که الحمدلله بینایی دارم با این بینایی دیگر نیازی به لمس ندارم؛ وقتی یک شخصی میآید میبینم که آیا این شخص کت و شلواری است یا معمّم. راه اطلاع من آن است ولی با لمس هم میشود اطلاع پیدا کرد، نهاینکه با لمس دیگر اطلاع حاصل نمیشود.
لذا داریم که خدا در هر شیء و موجودی یک راه اطلاع و رسیدن به خودش را قرار داده است؛ در هر حیوانی یک جور است، در هر شخصی یک جور است، در هر ذاتی یک جور است، و همۀ اینها دلالت بر وحدت حقّۀ حقیقیّه او میکند.

