جلسه ۵۶
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۶
6بیمعنایی ظرف بودن بدن برای صُوَر مجرّده
بدن انسان هم همینطور است یعنی بدن انسان به اطاقی میماند که اگر قرار باشد صورتی در آن باشد باید بهواسطه باشد؛ بهواسطۀ حسنآقا، حسین آقا، تقی و نقی. یعنی صورت محبّت، غضب، عقل، فکر و امثالذلک در اطاق هستند منتها با یک واسطه هستند، آن واسطه خود حسن است. و تازه چون یک عالَمی در آن واسطه هست که آن عالَم، عالَم مجرّدات است لذا صورت در آن عالَم مجرّداتِ حسن است لذا میگوییم آن صورت در این اطاق است و الاّ گفتن اینکه این صورت در این اطاق است اصلاً غلط است و صورت هیچوقت در اطاق نمیآید.
من در اینجا میخواهم یک تشبیه بکنم، میخواهم بگویم که همانطوریکه شما به این حرف من میخندید که بگویم در یک گوشۀ این اطاق عاطفه هست، همینطور باید بخندید به این حرف من که بگویم وعاء و ظرف این صُوَر مجرّده هم این بدن انسان است.
بهقول بعضی افراد امروزی اگر مغز را باز بکنند؛ یک گوشۀ آن مربوط به عاطفه است، یک گوشه مربوط به فکر است، یک گوشه مربوط به بینایی است، یک گوشه مربوط به شنوایی است. میگویند که عصب بینایی بهصورت کج از این گوشه و نیمکره به آن نیمکره رفته است، عصب فلان از این طرف به آن طرف رفته است. درحالیکه جانِ من اینها هیچکدام صورت نیستند بلکه تمام اینها آلات هستند، اینها صُوَر محسوس بالعَرَض را در مغز ذخیره میکنند، کار تمام اینها همین است.
ذکر سه مرحله برای تحقّق صُوَر
ببینید ما یک شیء در خارج داریم که آن شیء برای خودش صورت و مادّهای دارد که از آنِ خودش است. بنده میخواهم در اینجا سه مرحله برای تحقّق صُوَر را برای شما ترسیم بکنم، گرچه در بعضی جاها به دو صورت آمدهاند مطلب را تمام کردهاند.
مرحلۀ اول تحقّق یک هویّت و صورت در خود شیء خارجی

