جلسه ۵۶
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۶
3تنظیر مسئلۀ مادّی بودن ظرف یک امر مادّی به لا یتناهیٰ بودن فضا
و این مطلب نظیر این است که میگویند: «فضا یتناهیٰ یا لا یتناهیٰ است.» اینکه میگویند فضا لا یتناهیٰ است بهخاطر این نیست که ما سوای وجود خودمان فضایی داشته باشیم، بلکه در هر کجا مادّه هست در آنجا فضا هست؛ یعنی مادّه با خودش فضا را میکشاند و به جلو میبرد. شما اگر صد میلیارد سال نوری هم به جلو بروید تا وقتی که شما مادّه هستید در فضا قرار دارید. لذا میگویند که لا یتناهیٰ است یعنی در هر کجا که مادّه باشد در آنجا این فضا هم وجود دارد.
مسئله در اینجا این است که هر شیئی اگر بخواهد ظرف برای یک شیء مادّی واقع بشود لاجَرَم خود آن ظرف هم مادّه میشود، یعنی یا ظرف باید تبدیل به مادّه بشود یا اینکه آن مادّه تبدیل به مجرّد بشود، اگر یکی از این دو کار انجام شد، سنخیّت بین ظرف و مظروف حاصل میشود.
ذکر چند مثال برای لزوم تناسب بین ظرف و مظروف
مثلاً شما برایاینکه ادراک صُوَر عالَم برزخ را بکنید باید حواس را تعطیل بکنید، پس تا وقتی که بیدار هستید و چشم و گوشتان کار میکند نمیتوانید ادراک آن صُوَر را بکنید چون نفس اشتغال به این آلات دارد. البتّه ما این مسئله را بهحَسَبِ متعارف میگوییم نه از نقطهنظر عقلی یعنی میخواهیم یک مثالی بزنیم که چون چشم و گوش و حواس ظاهری شما به همین مادّه مشغول است، شما آن صُوَر برزخی که خالی از مواد است را نمیتوانید ادراک بکنید. مگر اینکه حواس را تعطیل بکنید؛ حالا یا بهواسطۀ خواب باشد، یا نوم مغناطیسی، یا موت اختیاری، یا غلبۀ مکاشفه بر ظاهر و یا به هر کیفیت دیگری که باشد. وقتی این حواس تعطیل شدند آلات دیگری به کار میافتند که آن آلات متناسب با آن صُوَر برزخی هستند. و در آن حال دیگر مغز شما با آنها ارتباط ندارد چون صُوَر برزخی جنبۀ مادّی ندارد تا اینکه با مغز، اعصاب، لمس، چشم و گوش سر و کار داشته باشند، چون صُوَر برزخی یک صُوَر دیگری هستند.

