جلسه ۵۶
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۶
2بسم الله الرحمن الرّحیم
تجرد نفس دلیل ظرفِ برای امر مادّی واقع نشدن آن
به نظرم رسید که بحث اتّحاد عاقل و معقول را به یک کیفیتی تمام کنیم و انشاءالله مطالب مفصّل این بحث برای بعدها بماند چون احساس کردم که بُطیءِ در روال هم خودش مخلّ است.
صُوَر ذهنیّهای که برای انسان حاصل میشوند یا معقول بالذّات هستند یا محسوس بالذّات. نفس در مرحلۀ حس برای مُدرَکات خودش نیاز به آلاتی دارد مانند چشم، گوش، زبان، احساسهای درونی و امثالذلک. و در این مرحله صورتی از محسوس در ذهن انسان حاصل میشود که او را محسوس بالذّات میگوییم و محسوس بالعَرَض همان شیء خارجی است.
در این حالتی که برای انسان بهواسطۀ لمس یا دیدن یک شیء دیگر یا شنیدن شیئی یا ذوقی پیدا میشود، باید ببینیم آیا یک اثری از آن شیء در وجود انسان پیدا میشود یا اینکه اینطور نیست بلکه خود آن شیء بهحال و بهحذاء خودش است و انسان خودش را با آن شیء منطبق میکند.
آیا قضیّه مثل این است که منبابمثال شما وقتی یک گل را میبویید الآن ذرّات خیلی دقیق و رقیق از این گل دارد در هوا متساعد میشود که شما آنها را نمیبینید، یا اینکه وقتی که شما منبابمثال وارد آشپزخانه یا خانه میشوید از بوی غذا متوجّه میشوید که الآن چه غذایی دارند میپزند؛ این بهخاطر این است که ذرّاتی از آن غذا همراه با بخار از این ظرف مُتساعد شده است و فضای خانه را گرفته است و به مشام شما میرسد.
آیا اِنطباع صُوَر ذهنیّه در نفس هم از قبیل کم شدن از یک عین خارجی است یا نه، عین خارجی بهحال خودش است و از آن هیچ چیزی کم نمیشود؟ یعنی وقتی که شما یک گل را بو میکنید، وجود خارجی گل در آن احساس شما ذرّةالمثقالی نقش ندارد، بهنحوی که اگر الآن ذهن شما را بشکافند ببینند که ذهن شما به اضافۀ یک گرم از این بو و عطرهایی است که متساعد شده است، اینطور نیست! بهجهتاینکه در بحث تجرد نفس این مطلب میآید که نفس یک امر مجرّد است و امر مجرّد نمیتواند وعاء و ظرفِ امر مادّی واقع بشود یعنی بهعنوان اینکه این امر مجرّد، ظرف باشد آن امر مادّی بیاید در این ظرف قرار بگیرد؛ چون اگر یک مجرّد بخواهد ظرفِ برای امر مادّی بشود آنوقت خودش باید مادّه بشود.

