اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتحاد عاقل به معقول (4)

جلسه ۵۵

توضیحات:

اتحاد عاقل به معقول (4)

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۵۵

4
  • من‌باب‌مثال شما یک موضوعی دارید که آب است؛ قبلاً می‌دانستیم که این آب طاهر است ولی بعد شک و شبهه برای شما پیدا می‌شود که آیا صفات این آب تغییر پیدا کرده است یا نه؟ می‌گویید که آب خودش است منتها شک کرده‌ایم که صفت طهارتش به نجاست تبدیل شده است یا نه؟ در اینجا استصحاب بقاء صفات را می‌کنید و می‌گویید که صفت عدم نجاست هنوز هم باقی است. در مورد این شخص هم همین کار را می‌کنیم، می‌گوییم که این، همان شخص قبلی است؛ ریشش همان است، چشمش همان است، دهانش همان است، شکم و دست و پایش همان است و فرقی نکرده‌اند، حالا شک می‌کنیم که آیا صفتش عوض شده است یا نه؟ آیا صفت اخلاص تبدیل به صفت مکر و حیله شده است یا نه؟ آیا صفت صداقت تبدیل به صفت خُدعه و کذب شده است یا نه؟ آیا صفت اخلاص تبدیل به صفات شیطانی شده است یا نه؟ چون اینها همه از لوازم مرجعیّت غیر الهی است و بدون اینها این اشخاص مرجع با صفا و اخلاص نمی‌شوند. از زمان شیخ به بعد دیگر اوضاع مرجعیّت تغییر پیدا کرد، و اگر خدا روزی پرده بردارد جدّاً کسی طاقت ندارد که بفهمد چه خبر و اوضاعی است. اگر پرده بردارند دیگر فقط علی می‌ماند و حوضش! حافظ می‌گوید:

  • [مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز***ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست]1
  • بعضی می‌گویند که اصلاً اینجا مورد برای استصحاب نیست چون در اینجا تبدّل موضوع شده است، یعنی نه‌تنها تبدّل صفات شده است بلکه تبدّل موضوع شده است. تبدّلِ موضوع به این معنا است که آن شخصی را که ما قبلاً بر او یک نتایج و لوازمی را ترتیب می‌دادیم، شخصی بود با این خصوصیّت یعنی شخصی بدون ریاست بود. شخص بدون ریاست آن شخصی بود که این اخلاص، صدق، صفا و امثال‌ذلک بر او مترتّب بود، ولی حالا آن شخص آمده است و یک شخص با ریاست شده است. یعنی در اینجا ما یک موضوعِ مطلق و ساذج نداریم تا اینکه بخواهیم صفات را استصحاب بکنیم بلکه موضوع ما خودش مُحدَّد و مقیّد به عدم ریاست است. یعنی در اینجا ریاست می‌آید موضوع را عوض می‌کند، پس دیگر جایی برای استصحاب نیست و ظاهراً هم درست می‌فرمایند چون در اینجا موضوع عوض شده است؛ وقتی که یک شخصی به ریاست رسیده است شما واقعاً می‌گویید که این با آن قبلی دوتا است و این اصلاً ربطی به آن آدم قبلی ندارد بلکه یک شخص دیگری است. بله، بعضی همین‌که می‌بینید دوتا دوست پیدا کرده است، پولدار شده است، بیا و برو پیدا کرده است، اسمش را این‌طرف و آن‌طرف می‌برند، دیگر می‌بینید که اصلاً با آدم قبلی دو فرد و دو قِسم جدا هستند.

    1. . دیوان حافظ، غزل شماره 73.
/ 380