جلسه ۵۵
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۵
15من نمیخواهم از خودم تعریف بکنم و اصلاً من در این حد نیستم، ولی جدّاً بعضی وقتها با خودم فکر میکنم و میگویم اگر آدم در دنیا بگردد که یک نفر را پیدا بکند که مطلبش را بفهمد، میبیند که نیست! حالا صرف نظر از چند تا رفقایی که با هم مشورت میکنند. میبینید که طرف 50 سال درس خوانده است ولی اصلاً انگار هیچ سرش نمیشود و نمیفهمد.
من بعضی وقتها به بعضی افراد نگاه میکنم ـ یک وقتی اسائۀ ادب نشود ولی از باب این است که ما مسئله را بفهمیم ـ میبینم که واقعاً با این مغز، با این مقام علمیّت، با این تحقیقاتش که منبابمثال خود ما از کتابهای آن داریم استفاده میکنیم، خود من دارم از کتابهای ایشان استفاده میکنم این را که نمیتوانم انکار کنم، واقعاً از مطالب و نوشتههای ایشان بهرهمند میشوم، ولی میبینم این فرد در عقل یک چیز دیگری است. یعنی فهمِ مسائل یک چیز است و عقل بهعنوان قوّۀ مُدرکه و قوّهای که راه را برای انسان روشن کند که آدم راه را عوضی نرود و مسائل را سریع تشخیص بدهد این یک چیز دیگری است. میبینیم که همین بندۀ خدا هم گرفتار احساسات، شایعات، جوّ و امثالذلک بوده است.)
اتّحاد مُدرِک با مُدرَک در مقام وحدت در کثرت
و دومین از آن دو موضع، در مقام وحدت در کثرت است به این معنا که نور فعلی مُدرِک بر تمام مُدرَکات انبساط پیدا کرده است و از مقام شامخ خودش هم جا خالی نمیکند، بلکه هر مُدرِکی متّحد است با مُدرَک در مرتبۀ آن مُدرَک؛ پس مُتخیِّل با نفس در مرتبۀ خیال متّحد است و همچنین سایر مُدرِکات نسبت به مُدرَکات خودشان؛ (چون نفس متخیِّله، واهمه و مُتعقِّله داریم.) حتّی معقول با عقل در مرتبۀ ظهور به معقولات مرسله و محیطه متّحد است نه با عقل در مرتبۀ سر و خفاء. (معقولات مرسله یعنی معقولاتی که ظهورات برای عقلِ نفس هستند، و المحیطة یعنی محیط بر معلومات و صُوَر هستند. آن معقول با عقل در مرتبۀ سرّ و خفاء متّحد نیست چون مرتبۀ سرّ و خفاء دقیقتر و رقیقتر از عقل و معقولات است، چون یک مرتبهای است که در آنجا عقل هم نیست یعنی معقولات در آنجا راه ندارند. آنجا فقط معانی خیلی دقیقهای است که با عقل، تدبیر، فکر و امثال این مسائل بهوجود نمیآیند بلکه آنها افاضهای هستند.)

