جلسه ۵۵
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۵
14«مراد قائل به اتّحاد مُدرِک با مُدرَک بالذّات ـ مُدرَک بالعَرَض همان اعیان خارجی هستند و مُدرَک بالذّات همان معلومی است که قائم به نفس است ـ بهنحو جاخالی کردن، جدا شدن و خلأ بهوجود آوردن از آن مقام نیست یعنی حالاکه نفس با آن متّحد شده است پس از مقام خودش کنار رفته است. (مثلاً اینکه شما خانۀ خودتان را ترک میکنید و به منزل کسی میروید تجافی است، ولی اینجا اینطور نیست) بلکه این اتّحاد مُدرِک با مُدرَک در دو موضِع تحقّق پیدا میکند و استعمال میشود:
اتّحاد مُدرِک با مُدرَک در مقام کثرت در وحدت
یکی از آن دو موضع، در مقام کثرت در وحدت است، به این معنا که وجودات مُدرَکات منطوی در وجود این مُدرِک هستند منتها به نحو أعلیٰ هستند، یعنی تمام اینها فانی و منطوی هستند و پیچیده شدهاند در وجود مُدرِک، و آن مُدرِک این مُدرَکات را دارد. مانند انطواء و اندماج عقول تفصیلیّه در آن عقل بسیط اجمالی که عقل العقول و عقل اول است.
(تمام این عقول تفصیلیّۀ ما؛ عقل عمرو، زید، بکر، خالد، حسن، حسین، ملائکه و جن علی حسبِ مراتبهم در پروندۀ آن عقل بسیط در آن بالا منطوی هستند و نگهداری میشوند. حالا اینکه من میگویم نگهداری میشوند باز این هم خودش مسامحه است، یعنی تمام اینها در صندوق آن عقل بسیط وجود دارند، او که افاضه میکند آنها را از آن صندوق بیرون میآورد؛ از آن صندوق میآورد در این یکی، میآورد در آن یکی، یکی را کم میکند، یکی را زیاد میکند! تنظیماتش را کم و زیاد میکند؛ عقل یکی بالا میرود، عقل یکی پایین میآید! اینها همه از آنجا دارد دستکاری میشود، تمام این عقول ما در آن عقل بسیط هستند! خلاصه او است که پیچ را شل و سفت میکند؛ میبینید که به یکی هیچ نمیدهد، راحتش میکند. به یکی اینقدر میدهد که از زیادی دیوانهاش میکند! آخر اگر آدم یک خُرده بالا برود و تحمّل هم نداشته باشد نمیتواند مسائل را تحمّل بکند.

