جلسه ۵۵
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۵
10بنابراین ما اگر بخواهیم مسئلۀ وحدت وجود را در پیش بگیریم چارهای نداریم که مسئلۀ وحدت موجود را هم بهدنبال آن بیاوریم. وحدت وجودِ بدون موجود سراب و تخیّلی بیش نیست.
این هم تاییدی که مرحوم حاجی برای افاضات و اضافه اشراقیّۀ نفس و اتّحاد نفس با قوا، مُدرَکات و معلومات خودش ذکر فرمودند و الحق میتوانیم بگوییم تاییدی است بسیار عالی و رشیق و تمثیلی است خیلی بهجا و مناسب.
ظهور نفس بودنِ تمام ظهورات بدن
تلمیذ: آیا بدن انسان همان تنزّل یافتۀ نفس او است؟
استاد: یک وقتی شما میخواهید بگویید که این بدن از خود هیچ ندارد و هر عمل و خصوصیّتی که انجام بدهد، هر ظهوری که از این بدن بهوجود بیاید ظهورِ نفس است، این همان مقام تنزّل یافته میشود. ولی یک وقتی میخواهید بگویید این بدن که عبارت از گوشت و استخوان است همان نفس است یعنی همان نفس است که بهصورت گوشت و استخوان درآمده است نه، این حرف را نمیتوانیم بزنیم بهخاطر اینکه بدن مادّه است و نفس مجرّد است و وقتی که اینطور شد دیگر این دو با همدیگر در تضاد هستند؛ لذا این بدن وقتی که روی زمین میافتد، آن نفس این بدن را رها میکند پس شما دیگر نمیتوانید بگویید که این بدن تنازل یافتۀ آن نفس است.
بله، شما یک مطلب میتوانید بگویید و آن اینکه اگر گوشت و استخوان بودن بدن را کنار بگذاریم و خود کار و فعلی را که این بدن انجام میدهد، احساسات و مشاعری که این بدن دارد را در نظر بگیرید، این همان تنزّل نفس است. کانّه بدن بدون دخالت نفس هیچ، مرده و پوچ است و قابل اعتناء و اعتبار نیست.
پس آن نفس است که الآن در این بدن کار میکند، یک وقتی شما یک ماشین کوکی دارید که آن را کوک میکنید مثل بچهها که کوک میکنند، این را کوک میکنید و رها میکنید میبینید که میرود، الآن شما کاری انجام ندادهاید بلکه فقط آن را کوک کردهاید و آن هم رفته است. ولی یک وقتی اینطور نیست یعنی در کاری که انجام میدهید خودتان هم مباشرت دارید؛ خودتان آن را هُل میدهید، گاز میدهید، دنده عوض میکنید، یعنی خودتان در این قضیّه مباشرت دارید، ولی باز بالأخره ماشین غیر از شما است چون ماشین آهن، لاستیک، سیم و این چیزها است. مسئله در مورد بدن و روح هم همینطور است!

