جلسه ۵۴
توضیحات:
اشکالات بر اتحاد عاقل به معقول
جلسه ۵۴
7تنزّل نفس یعنی بروز و ظهور آن در خارج
انشاءالله میرسیم به اینکه مرحوم حاجی در مقام جامعیت نفس که البتّه در اینجا هم اشارهای به آن دارند میفرمایند:
بهطورکلّی در هر اضافۀ اشراقیّهای که جنبۀ عِلّی و انشاء در آن دخیل است، در آنجا تنزّلِ فاعل است به فعلی که آن را انجام میدهد و تنزّلِ علّت به مقام معلول در یک مرتبۀ پایینتر است.1
ولی آن مسئلهای که در اینجا مورد دقّت است این است که بهطورکلّی هم در فاعل و هم در مسئلۀ علیّت هیچگاه معلول از علّت جدا نمیشود، و فعلِ فاعل بهعکس آن چیزی که ما خیال میکنیم هیچگاه جدای از ما نیست! و ما همین مطلب را در مسائل ظاهری خودمان هم ادراک میکنیم؛ شما الآن یک قوایی دارید که با آنها کار انجام میدهید، حالا اگر بخواهید این آلات خودتان را برای انجام دادن کار توسط این قوا مصرف بکنید معنایش این است که آن اهتمام، همّت، ارادۀ باطنی و نفس شما تنازل پیدا کرده است و در یک فعل ظهور پیدا کرده است. مثلاً من الآن دست خودم را جلو میبرم درحالیکه دست من یکی از آلاتِ جسم من و نفس است، پس نفس بهواسطۀ این عمل خودش را تنازل میدهد. تنازل دادن به این معنا است که خودش را بروز و ظهور میدهد.
شما وقتی که در یک جا نشستهاید من نمیدانم که آیا شما قوّه، ادراک و شعور دارید یا ندارید؟ نمیدانم که صحبت میکنید یا نمیکنید چون شما در مرحلۀ کمون، خفا و حجاب هستید. حالا برایاینکه از این مرحلۀ حجاب و خفا دربیایید خودتان را تنازل میدهید. پس تنازل دادن به معنای خود را در ظهور آوردن است؛ مثلاً دستتان را جلو میآورید و یک چیزی را برمیدارید پس حالا من میگویم که ایشان قوّۀ فاعلی برای حرکت دادن دارد. پس اینکه من الآن دستم را جلو میآورم یعنی این حالت باطنی خودم را به ظهور درمیآورم. این حرکت دست یک حرکتی است که از تصمیم و عزم ناشی میشود و آن از اراده ناشی میشود، و اراده از مشیّت ناشی میشود و مشیّت از همان نفس و قوای ردۀ اول که خداوند در نفس ما قرار داده است ناشی میشود.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 150.

