جلسه ۵۴
توضیحات:
اشکالات بر اتحاد عاقل به معقول
جلسه ۵۴
15حالا اشکالی که در اینجا هست را بهنحو اجمال بدانید تا بعد به آن برسیم؛ آیا خود آن صورت معلومه از جنسِ نفس است یا واقعیّت آن صورت معلومه از جنس نفس است؟ این مسئلهای بسیار دقیق است که باعث شده است بعضی خیال کنند که اصلاً نفس از مقولۀ علم است یعنی جوهرِ نفس، علم است و خودش هیچ جوهری برای خودش ندارد. که در اینجا ما هنوز یک نظری داریم که بعداً بیان میکنیم. این مطلب را فعلاً بهعنوان مقدمه داشته باشید تا در بحث دربارۀ علم ذات به ذات آن را بیان بکنیم که آیا آن صورت معلومه از جنس نفس است یا واقعیّت و حقیقت آن صورت از جنسِ نفس است؟ آیا بین این دو فرق است یا فرق نیست؟ در آنجا این مسئله را بیان میکنیم تا ببینیم مسئله به چه نحوی است شاید هم ما اشتباه میکنیم.
توضیح مقام وحدت در کثرت عرفا
بنابراین به اینکه نفس هم خودش امر میکند و هم خودش امر خودش را اجرا میکند مقام وحدت در کثرت میگوییم. پس مقام وحدت در کثرتی که عرفا و بزرگان میگویند یعنی خود آمر میآید امر خودش را هم انجام میدهد، خود خالق میآید به صورت مخلوق جلوه میکند، خود رازق میآید بهصورت مرزوق خودش را نشان میدهد. خود آن بت عیّار، آن مقام ذات به جلوهگری میآید.
این همه عکس می و نقش و نگاری که نمود *** یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد1 آن ساقی وقتی که میخواهد جلوه بکند خودش را به جلوات زیاد نشان میدهد. مثل همان قول بابا افضل که میگفت: «از وقتی که چشم باز کردم خَلقی ندیدم یا غیر خدا ندیدم.»2 یک چنین عباراتی از ایشان نقل میشود که منظور همان مقام وحدت در کثرت است، یعنی اینطور نیست که او یک خلقی بکند و بعد کنار بنشیند و بگوید که ما خلق کردیم حالا شما دور همدیگر جمع بشوید و به سر همدیگر بزنید و این امر من را اجرا بکنید.
- . دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل 177.
- . رباعیّات بابا افضل کاشانی، شماره 159:
ای آن که شب و روز خدا میطلبی *** کوری گرش از خویش جدا میطلبی حق با تو به صد زبان همیگوید راز *** سر تا قدمت منم که را میطلبی

