اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتحاد عاقل به معقول (3)

جلسه ۵۳

توضیحات:

اتحاد عاقل به معقول (3)

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۵۳

9
  • وقتی شما حالتتان تغییر پیدا بکند می‌گویید که من در این عالَم هستم، یعنی من در این صورتِ ذهنی خودم هستم. اگر صورت عوض بشود و معنا بیاید، می‌گویید که من در عالَم معنا هستم؛ منتها چون خصوصیّات و تمایزات آن با این مادّه فرق می‌کند، شما یک لفظ «معنا» را هم به آن پسوند و اضافه می‌کنید، نه‌اینکه ما یک عالَمی داشته باشیم که اسمش عالم مثال است و صُوَر همین‌طور روی هوا در آن، معلق هستند؛ یک صورت گربه در آنجا هست، یک صورت ماهی در آنجا هست! نه، این‌طوری نیست.

  • تأثیر جابجایی یک حرف در تغییر معنای یک عبارت

  • تلمیذ: مرحوم آقا در کتاب الله شناسی این مطلب را دارند که انسان کامل، آسمان و زمین است.1 آیا این مطلب مانند آن است که ما می‌گوییم تمام عالَم همان مقام «هو» است یا که آسمان و زمین، خدا است؟

  • استاد: بله، در مقام «هو» دیگر فی و ظرف جا نمی‌گیرد، یعنی می‌خواهند بگویند که زمین و آسمان خالی از خدا نیست. در اینجا عبارت‌ها به اندازه‌ای دقیق و عجیب هستند ـ آقا در همین کتابشان آورده‌اند ـ که اگر در آنها یک «واو»، یک «فی» و یک حرف عوض بشود، اصلاً کفر می‌شود. مثلاً بایزید گفته است: «لیس فی جبّتی إلّا الله؛2 غیر از خدا در جبّۀ من نیست!» شخصی در طهران که جلسه دارد و افراد را دور خودش جمع کرده است، بنده خودم در یک نوار از خود این شخص شنیدم که می‌گفت: «بایزید در اینجا اشتباه کرده است! این کفر است، این شرک است، خدا که در جیب نمی‌گنجد!»

  • بایزید گفته: «لیس فی جبّتی إلّا الله»، نگفته است که «الله فی جبّتی» تا اینکه شما اشکال بکنید! می‌گفت: «بایزید خدا را در جبّۀ خودش محدود کرده است!» درحالی‌که بایزید می‌گوید: «در جبّۀ من غیر از خدا نیست، نه‌اینکه در جبّۀ من خدا هست.» عبارت که یک‌ذرّه عوض شد، یک‌دفعه معنا شرک می‌شود درحالی‌که بنا بر عبارت اول، معنا توحیدی می‌شود. یک‌وقت می‌گوید که در جبّۀ من خدا است، یعنی خدا به این حد محدود شده است؛ پس شما خدا را از آن لا حدّی و لا رسمی خارج کرده‌اید و به او حد زده‌اید؛ حالا فرق نمی‌کند چه به حدّ کم مانند جبّه، و چه به حدّ زیاد مانند آسمان‌ها؛ بالأخره حدّ، حدّ است و از نظر محدود کردن که فرق نمی‌کند. پس این شرک و کفر می‌شود و از این حرف، ترکّب و احتیاج و... لازم می‌آید. ولی یک‌وقتی می‌گویید که در جبّۀ من غیر از خدا نیست، یعنی جبّۀ من مندکّ و فانی در خدا است که این بهترین حرف است و دیگر اشکال ندارد. شما حرف را بفهم، مسخره که نیست! آمده است آیۀ قرآن را اشتباه معنا می‌کند! تو برو گندم و جویت را بکار، به این حرف‌ها چه‌کار داری؟!

    1. . الله شناسی، ج 3، ص 377.
    2. . الله شناسی، ج 1، ص 173.
/