جلسه ۵۳
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (3)
جلسه ۵۳
13توضیح مسلک تضایف صدرالمتألّهین در اتّحاد علم و عالم و معلوم
مرحوم صدرالمتألّهین در اینجا از مسلک تضایف وارد شدهاند؛1 ایشان میفرمایند که شکّی نیست در اینکه ارتباط بین نفس و بین آن صورت از باب اضافه است، یعنی ما یک اضافه را از داخل این قضیّه درمیآوریم، زیرا وقتی که نفس عالِم است نتیجه میگیریم که هر عالِمی یک معلوم و علمی هم میخواهد، مانند اینکه شما هر فوقیّتی را که درنظر بگیرید باید یک تحتیّتی هم با آن باشد، هر ابوّتی را که درنظر میگیرید باید یک بنوّتی هم با آن باشد چون ما ابوّت بدون بنوّت که نداریم! بنوّت بدون أب که نداریم! برادر بدون خواهر که نداریم و خواهر بدون برادر هم نداریم. در جایی به این دختر میگویند خواهر که یک برادری وجود داشته باشد.
بنابراین در مورد هر اضافهای باید دو امر متحقّق باشند که آن دو امر، دو طرف اضافه هستند، حالا چه این اضافۀ ما اشراقی باشد و چه اضافۀ مقولی. در اضافۀ مقولی که مسئلۀ ما درست و روشن است، یعنی باید دو شیء قبلاً وجود داشته باشند، یعنی آن دو شیء باید قبل از انتساب و اتّصاف به اضافه، وجود داشته باشند تا اینکه آن انتساب برقرار بشود بهعکس اضافۀ اشراقیه؛ یعنی در اینجا باید أبی باشد، مثلاً یک موجودی بهنام زید باشد و یک فرزندی هم از او بهنام عمرو به دنیا بیاید که این أب و آن هم إبن بشود، تا به یکی بگویند زید و به دیگری بگویند فرزند زید! یعنی در اینصورت این اضافه بین آنها برقرار است.
ولی در اضافۀ اشراقیّه وجودِ قبلالاضافة از یک طرف است؛ یعنی فقط از طرف فاعل و علّت است؛ افاضۀ وجود به صورت و ظهور اقتضاء میکند که آن علّت قبلاً وجود داشته باشد و بعد بهواسطۀ افاضه به یک قالب و یک حد، آن شیء مقابل خودش ساخته و درست میشود. ولی درعینحال باز باید هر دو طرف وجود داشته باشند، یعنی ما خالقِ بدون مخلوق و رازقِ بدون مرزوق نداریم. وقتی به پروردگار رازق گفته میشود که یک مرزوقی در مقابل باشد، گرچه رزق از یک طرف است اما اتّصافِ این ذات به این وصف در صورتی است که در مقابل او هم یک عنوانی وجود داشته باشد. وقتی به پروردگار میتوانند رحیم بگویند که یک مرحومی در مقابلِ خدا وجود داشته باشد. وقتی به خدا میتوانند مُنشِئ بگویند که یک مُنشَئی در قبال او وجود داشته باشد، وگرنه قبل از انشاء به پروردگار، مُنشِئ نمیگویند. پس به نفسِ انشاء پروردگار، مُنشَئی هست و به نفسِ تحقّق مُنشَئ، اتّصافِ پروردگار به مُنشِئ تحقّق پیدا میکند. بنابراین لازمۀ تضایف ـچه تضایف مقولهای و چه تضایف اشراقیـ این است که طرفینِ نسبت لا محاله باید تحقّق داشته باشند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 3، ص 313.

