
بررسی دیدگاه حاجی سبزواری درباره صور علمیه و وجود ذهنی
نقد دیدگاه ملاصدرا و محقق دوانی درباره حقیقت علم
وجود ذهنی و صور علمیه محور اصلی این جلسه از مباحث آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دیدگاه مرحوم حاجی سبزواری را درباره حقیقت علم توضیح میدهد و بیان میکند که علم از سنخ وجود و اضافه اشراقی است، نه یک کیف نفسانی. سپس مبانی این نظریه، مسئله اتحاد نفس با معلوم، نقش نفس در ایجاد صور علمی و نسبت آن با ابزارهای ادراک بررسی میشود. در ادامه، دیدگاههای ملاصدرا و محقق دوانی درباره صور ذهنی با دقت مقایسه شده و بخشهای پذیرفته و مردود هر یک از نگاه حاجی سبزواری تبیین میشود. در پایان نیز با بررسی معنای وجود، نسبت وجود و ماهیت و نقد نظریه حاجی سبزواری، اشکال اصلی این دیدگاه درباره وجود ذهنی و جایگاه صور علمیه روشن میشود و تفاوت میان وجود مطلق، وجود مقید و مقولات فلسفی تبیین میگردد.
بررسی دیدگاه حاجی سبزواری درباره صور علمیه و وجود ذهنی
3تلمیذ: آیا اگر جهل مرکّب داشته باشیم، آنوقت هم تصوّر ما مطابق با واقع است؟
استاد: بحث مناط صدق در قضایا بعداً میآید، که وقتی آن وجود در نفس میآید، آیا نفس آن واقعیّت را کما هو حقّه میگیرد یا اینکه در آن واقعیّت دستکاری میکند؟ این یک بحث دیگری است که البتّه در این بحث منظومه نیست اما بههرصورت جای آن است که ما در ملاکِ صدق در قضایا ـ که یک بحث خیلی مهمّی است ـ آن را مطرح کنیم؛ و اتفاقاً در مباحث بعد در بحث معقولات ثانی میآید و خیلی هم بحث دقیقی است! تذکّر شما هم خیلی تذکّر بهجایی بود و انشاءالله در آنجا میگوییم که بله، تمام علومیکه از بَدوِ عالَم تا ختم عالَم هست، تمام آن علوم از عالم بالا است؛ علم به صنایع، علم به مواد، علم به خصوصیّات، علم به مجرّدات و علم به قوابل امکانیّه، همۀ اینها از عالم بالا میآید و هیچ برو و برگرد و شبههای ندارد، به ادلّۀ متفاوته و عدیده که چند دلیل بر این قضیّه وجود دارد که انشاءالله در آنجا بحثش میآید.1
لذا روی این حساب، مرحوم حاجی میفرماید نفس چون خودش از صقع عالم ربوبی و مجرّدات است، إعمال و انشاء نفس هم از سنخۀ وجود است، پس بنابراین همان وجود است که بهصورت این مُدرَکات میآید.
تلمیذ: آیا نفس قالبها را پر میکند؟ یعنی قالب خالی است و نفس آن را پر میکند؟
استاد: نفس خودش یک سنخۀ از وجود است و سنخۀ وجود داخل در تحتِ مقولهای نمیگنجد. البتّه این درست مثل اضافه اشراقیّۀ از طرفِ فیض اقدس میماند، که همانطور که او یک قالبی را درست میکند این هم میآید یک صورتی را ایجاد میکند و خودش با آن صورت یکی است. صحبت در این است که خودش در اینصورت با آن صورت یک امرِ واحد است؛ لذا مرحوم حاجی میفرماید که من از مسلک صدرالمتألّهین یک چیز را گرفتم و یک چیز را ترک کردم و از مسلک مرحوم محقق دوانی نیز چیزی را گرفتم و چیزی را ترک کردم.2
- شرح المنظومة، ج2، ص 213.
- شرح المنظومه، ج 2، ص 147.
