اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفسیر کلام صدرالمتألهین در وجود ذهنی و نقد دیدگاه حاجی سبزواری

بررسی نسبت صورت ذهنی، علم و مقوله کیف

14٬072
منظومه

وجود ذهنی و تفسیر کلام صدرالمتألهین محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر مرحوم حاجی سبزواری از دیدگاه صدرالمتألهین را درباره اعتباری بودن ماهیات و نسبت وجود ذهنی با صورت‌های ذهنی توضیح می‌دهد. سپس نشان می‌دهد که حاجی سبزواری چگونه با تفکیک میان کیف بالذات و کیف بالعرض، علم، صورت معلوم و نفس را از یکدیگر تفسیر کرده و بر همین اساس به کلام صدرالمتألهین اشکال وارد می‌کند. در ادامه، استدلال‌های این دیدگاه درباره فرد نبودن صورت ذهنی، نسبت وجود ذهنی با نفس، و اشکال اجتماع دو مقوله بررسی می‌شود و با مثال‌های متعدد، مقصود از کیف نفسانی روشن می‌گردد. در پایان نیز استاد به نقد مبنای حاجی سبزواری، به‌ویژه در بحث اعیان ثابته و علم ربوبی، اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این تفسیر با مبانی حکمت متعالیه سازگار نیست.

تفسیر کلام صدرالمتألهین در وجود ذهنی و نقد دیدگاه حاجی سبزواری

توضیحات:

وجود ذهنی و تفسیر کلام صدرالمتألهین محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر مرحوم حاجی سبزواری از دیدگاه صدرالمتألهین را درباره اعتباری بودن ماهیات و نسبت وجود ذهنی با صورت‌های ذهنی توضیح می‌دهد. سپس نشان می‌دهد که حاجی سبزواری چگونه با تفکیک میان کیف بالذات و کیف بالعرض، علم، صورت معلوم و نفس را از یکدیگر تفسیر کرده و بر همین اساس به کلام صدرالمتألهین اشکال وارد می‌کند. در ادامه، استدلال‌های این دیدگاه درباره فرد نبودن صورت ذهنی، نسبت وجود ذهنی با نفس، و اشکال اجتماع دو مقوله بررسی می‌شود و با مثال‌های متعدد، مقصود از کیف نفسانی روشن می‌گردد. در پایان نیز استاد به نقد مبنای حاجی سبزواری، به‌ویژه در بحث اعیان ثابته و علم ربوبی، اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این تفسیر با مبانی حکمت متعالیه سازگار نیست.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفسیر کلام صدرالمتألهین در وجود ذهنی و نقد دیدگاه حاجی سبزواری

15
  • تلمیذ: آیا اینکه می‌گوییم که تمام موجودات ازلاً و ابداً به وجود مجرّد خودشان وجود داشته‌اند دلالت بر همین مطلب نمی‌کند که تمام موجودات در تمام عوالم وجود داشته‌اند؟

  • استاد: بله، به وجود مجرّد یعنی به وجود حقیقی هستند منتها از نقطه‌نظر تحقّق مادّی، این تطوّر وجود است، یعنی وجود متطوّر می‌شود و حالش برمی‌گردد و تغییر در آن پیدا می‌شود: از تجرد به مادّه و از مادّه به تجرد انتقال پیدا می‌کند. درهرصورت مسئله این است که از عدم چیزی به‌وجود نمی‌آید!

  • [إن قُلتَ: فَعَلیٰ هذا لَم یَکُن لِلشَّی‌ءِ نَحوَانِ مَن الوُجُودِ.

  • قُلتُ: قد اَشَرنَا إلی أنَّ الوُجُودَ الذِّهنِیِّ لها تَبَعًا، وَ أدِلَّةُ الوُجُودِ الذِّهنِیِّ لا تَثبُتُ أزیَدَ مِن هذا. وَ قد أورَدَنَا فِی تَعالِیقِنَا عَلَی الأسفَارِ1 أنَّ مَا ذَکَرَ یَصِحُّ فِی کُلِّیَّاتِ الجَواهِرِ وَ الأعرَاضِ الَّتِی فِی العَقلِ، وَ أمّا الصُّورَةُ الجُزئِیَّةُ الَّتِی فِی الخَیالِ مِن الإنسانِ ـ مَثَلًا ـ فَهُوَ جَوهَرٌ وَ إنسانٌ بِالحَملِ الشّایِعِ. وَ نَاهِیکَ فی ذلک قَولُهُم: «إنَّ لِکُلِّ طَبِیعَةٍ أفرادًا ذِهنِیَّةً» وَ الفَردُ مِصدَاقُ الطَّبِیعَةِ بِالحَملِ الشّایِعِ.

  • وَ الجَوابُ أنَّهُ لا یَتَفَاوَتُ الأمرُ، فَإنَّ هذا الوجودَ أیضًا لَیسَ وجودَ الطَّبِیعَةِ، فَذٰلِکَ الإنسانُ الَّذِی فِی الخَیالِ لَیسَ فَردَ الإنسانِ وَ لا الجَوهَرَ، بَل ذلک الوجودُ أیضًا إشرَاقٌ مِن النَّفسِ وَ ظُهُورٌ لَهُ، کَمَا فِی ذلک الوُجُودِ الإحاطِیِّ الَّذِی لِلکُلِّیِّ العَقلِیِّ. وَ المَهِیَّةُ قد عُلِمَت حَالُهَا.

  • وَ بِالجُملَةِ صِحَّةُ هذه السُّلُوبِ عَلَی وُجُودِ تِلکَ الصُّوَرِ العِلمِیَّةِ لِأنَّهَا فَوقُ الجَوهَرِیَّةِ وَ غَیرِهَا، لا لِأنَّها دُونَهَا؛2

  • «اگر اشکال شود که بنا بر جوابی که ذکر گردید نباید برای شیء دو نحوۀ از وجود (یعنی وجود ذهنی و خارجی) ثابت باشد.

  • می‌گوییم که ما قبلاً اشاره کردیم که وجود ذهنی برای ماهیّات، تَبَعی است و ادلّۀ وجود ذهنی بیشتر از این مقدار را ثابت نمی‌کنند. و در تعلیقاتمان بر اسفار این را آورده‌ایم که آنچه صاحب اسفار ذکر کرده است، در کلّیات جواهر و اعراضی که در عقل هستند صحیح است و اما صورت جزئیّه‌ای که در خیال انسان مثلاً هست، پس به حمل شایع، جوهر و انسان است. و تو را در این مقام کفایت می‌کند این قول فلاسفه: برای هر طبیعتی افراد ذهنیّه‌ای هست و فرد به حمل شایع مصداق طبیعت است.

    1.  الحكمة المتعالية فى الأسفار العقليّة الأربعة، ج 6، ص 267.
    2.  شرح المنظومه، ج 2، ص 143.
/ 0