اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توضیح دیدگاه صدرالمتألهین درباره وجود ذهنی

نسبت حمل اولی ذاتی و حمل شایع در حل اشکال جزئی و کلی

0
منظومه
منظومه

وجود ذهنی و تبیین دیدگاه صدرالمتألهین درباره آن، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا توضیح می‌دهد که در مباحث فلسفی گاهی هدف کشف حقیقت یک مسئله است و گاهی پاسخ به اشکال‌هایی که درباره آن مطرح شده است، و بر همین اساس شیوه ورود ملاصدرا به بحث وجود ذهنی را بررسی می‌کند. سپس با شرح تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی، معنای جزئی و کلی، عنوان حکایی الفاظ و نسبت مفهوم ذهنی با مصادیق خارجی را با نمونه‌های متعدد توضیح می‌دهد تا روشن شود چگونه یک مفهوم در یک اعتبار جزئی و در اعتباری دیگر کلی است. در پایان نیز نشان می‌دهد که صدرالمتألهین با تکیه بر همین مبنا، پاسخ اشکال‌های مربوط به وجود ذهنی و اجتماع اوصاف متقابل را ارائه می‌کند و چارچوب فهم این نظریه را روشن می‌سازد.

توضیح دیدگاه صدرالمتألهین درباره وجود ذهنی

3
  • در تناقض هشت وحدت شرط دان***وحدت موضوع و محمول و مکان
  • وحدت شرط و اضافه، جزء و کل***قوّه و فعل است و در آخر زمان1
  • مرحوم صدرالمتألّهین در آنجا وحدتِ حمل را هم اضافه کرده‌اند و فرموده‌اند که اگر شما محمولی را بر یک موضوع حمل کنید، در همان «آنْ» می‌توانید آن محمول را به‌لحاظ اختلاف مفهومی و مصداقی از آن موضوع سلب کنید؛ چون مفهوم و مصداق ممکن است با همدیگر اختلاف داشته باشند. پس از این نقطه‌نظر سلبِ محمول از موضوع و اثباتِ موضوع بر محمول در آنِ واحد ممکن است.2

  • ذکر چند مثال برای وحدت حمل

  • در اینجا مثال‌های زیادی می‌زنند: «المجهولُ المطلق لا یخبر عنه» یا «المعدومُ المطلق لا یخبر عنه» و امثال‌ذلک. مثال دیگری که می‌زنند مسئلۀ جزئی و کلّی است که مفهوم کلّی، آن مفهومی است که قابل صدق بر افراد زیاد است اما مفهوم جزئی، مفهومی است که قابل صدقِ بر یک وجود متشخّص است.

  • من‌باب‌مثال حسن، حسین، تقی، نقی، کریم، زید، عمرو، بکر و خالد هر کدام وجودات متشخّصی هستند که قابل صدق بر افرادی مثل خودشان نیستند و هریک از آنها اختصاص به خودش دارد؛ یعنی ما نمی‌توانیم آن اسمی را که بر آن شخص دلالت می‌کند بر شخص دیگری حمل کنیم. در اینجا منظور صِرف خود اسم نیست بلکه منظور این است که ما نمی‌توانیم آن مسمّی و مفهومِ از آن اسم را بر شخص دیگری حمل کنیم. در عالَم، حسن زیاد داریم اما وقتی که می‌گویید حسن پسر تقی با این شرائط و قرائن، دیگر در ذهن مخاطب ده نفر نمی‌آید. اگر شما به فرض بگویید که ده نفر در ذهن می‌آید، باز ما در اینجا یک قرائنی می‌آوریم که آن را محدود و مشخّص بکند و بالأخره ما به یک نکته و مسئله و جایی می‌رسیم که در تمام عالَم این اسم با این قرائن، اختصاصِ به یک نفر دارد.

    1.  کشف المراد شرح فارسی تجرید الاعتقاد (علامۀ ابوالحسن شعرانی)، ج 1، ص 115.
    2. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 292.