
بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی
نقد کیف بودن صورت ذهنی و مسئله انقلاب ماهیت
بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی، موضوع اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا نظریه محقق دوانی را توضیح میدهد که بر اساس آن، صورتهای ذهنی حقیقت مقولات را حفظ میکنند و اطلاق «کیف» بر آنها تنها از باب تشبیه و مسامحه است؛ ازاینرو بسیاری از اشکالهای مشهور وجود ذهنی، مانند تبدیل یک مقوله به مقوله دیگر، برطرف میشود. سپس دیدگاه سید صدرالدین درباره انقلاب ماهیت در هنگام ورود به ذهن بررسی و مبانی آن تبیین میشود. استاد در ادامه مهمترین اشکالهای وارد بر این نظریه را، از جمله تبدیل مقولات، انطباق صورت ذهنی با خارج و ارزش علم، تحلیل میکند و تفاوت این دو دیدگاه را با دقت نشان میدهد. در پایان نیز زمینه ورود به نظریه ملاصدرا بهعنوان راهحل نهایی مسئله وجود ذهنی فراهم میشود.
بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی
توضیحات:
بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی، موضوع اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا نظریه محقق دوانی را توضیح میدهد که بر اساس آن، صورتهای ذهنی حقیقت مقولات را حفظ میکنند و اطلاق «کیف» بر آنها تنها از باب تشبیه و مسامحه است؛ ازاینرو بسیاری از اشکالهای مشهور وجود ذهنی، مانند تبدیل یک مقوله به مقوله دیگر، برطرف میشود. سپس دیدگاه سید صدرالدین درباره انقلاب ماهیت در هنگام ورود به ذهن بررسی و مبانی آن تبیین میشود. استاد در ادامه مهمترین اشکالهای وارد بر این نظریه را، از جمله تبدیل مقولات، انطباق صورت ذهنی با خارج و ارزش علم، تحلیل میکند و تفاوت این دو دیدگاه را با دقت نشان میدهد. در پایان نیز زمینه ورود به نظریه ملاصدرا بهعنوان راهحل نهایی مسئله وجود ذهنی فراهم میشود.
بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی
18پس ماهیّت به ملاحظۀ ذاتش یک حقیقت معیّنه ندارد بلکه یک هیولای مبهم است. اگر شما یک واقعیّت خارجی را مفروض میگرفتید و همان در ذهن میآمد، این در اینجا قول به شبح بود؛ چون آن چیزی که در خارج است در ذهن نیامده است.ولی ایشان میگویند که خر ما از کرّهگی دُم نداشت! ما اصلاً واقعیّت خارجی نداریم بلکه ما یک هیولای مبهمه داریم که اگر وجود خارجی به آن هیولای مبهمه بخورد همین چیزی است که در خارج است و اگر وجود ذهنی به آن هیولای مبهمه بخورد همین چیزی است که در ذهن است. پس آن چیزی که جایش را عوض میکند هیولای مبهمه است نه خارج، تا شما اشکال کنید که این همان قول به شبح است! و این مطالب ایشان با قائلبودن به اصالةالماهیّه جور در نمیآید.
بل الموجود الخارجی بحیث إذا وجد فی الذّهن انقلب کیفًا، بلکه موجود خارجی بهنحوی است که وقتی که در ذهن پیدا بشود تبدیل به کیف میشود و إذا وجدت الکیفیّة الذهنیّة فی الخارج کانت عین المعلوم الخارجی.و وقتی کیفیت ذهنیّه در خارج بخواهد بیاید، عین معلوم خارجی است ثم أورد سؤالًا آخر بأنّه سپس ایشان یک سؤال و اشکال دیگری را مطرح کردهاند که إنّما یتصوّر هذا الانقلاب این انقلاب در صورتی تصوّر میشود لو کان بین الموجود الذّهنی و الخارجی مادّة مشترکة که بین موجود ذهنی و موجود خارجی یک مادّۀ مشترکی باشد
انقلاب یعنی شیئی از یک حالت به حالت دیگر برگردد مثل انقلابِ در عَرَض که سیب از حالت سبزی به حالت زردی برمیگردد. در اینجا مادّۀ مشترک همان مادّۀ سیببودن است که رنگ آن عوض میشود، ولی ما در اینجا اصلاً مادّۀ مشترک نداریم.
کما قرّروا الأمر فی الهیولی المبهمة همانطور که امر را در هیولای مبهمه اینطور تصوّر کردهاند (که یک مادّۀ مشترکی باید باشد که همان هیولای مبهمه است و به هر صورت و شکلی در میآید). و لیس کذلک.و حال اینکه مطلب اینطور نیست (یعنی بین موجود ذهنی و خارجی مادّۀ مشترکی وجود ندارد).و أجاب بأنّه و ایشان در جواب فرمودهاند: أنّما استدعی الانقلاب مادّة، انقلاب در جایی مادّۀ مشترک را استدعا میکند لو کان انقلاب أمر فی صفته أو صورته،که انقلاب در صفت یا صورت آن شیء باشد، و أمّا انقلاب نفس الحقیقة بتمامها إلی حقیقة أخری اما در انقلاب نفسِ حقیقت به حقیقت دیگری
