اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی اقوال در وجود ذهنی: متکلّمین، قائلین به شبح و سید صدرالدّین

نقد قول به شبح و قول به انقلاب ذاتی

14٬125
منظومه

این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. ایشان در این درس به بررسی قول متکلمین (ابطال شده): علم را صرف محاذات و ارتباط بین رائی و مرئی می‌دانند. با تصور معدوم مطلق و کلیات باطل است. قول قائلین به شبح (ابطال شده): می‌گویند شبح یا عکس شیء در ذهن می‌آید. اشکال: بسیاری از امور (مانند کلیات و مفاهیم) قابل شبح نیستند و این نظریه ارتباط با خارج را قطع می‌کند. قول سید صدرالدین (انقلاب ذاتی): می‌گوید ماهیّت در ذهن می‌آید، اما منقلب می‌شود و از مقوله خود (جوهر، کم و...) به مقوله کیف تبدیل می‌شود. عوارضی چون محل‌بودن از عوارض وجود خارجی‌اند و با تبدّل وجود، عوض می‌شوند. نقد بر سید صدرالدین: این قول با اصالةالماهیّه (که خودش قائل به آن است) منافات دارد، زیرا ماهیّت (که مَثار کثرت است) بدون ماده مشترک نمی‌تواند به ماهیّت دیگر انقلاب یابد. این حق برای وجود است (اصالةالوجود)، نه ماهیت.

بررسی اقوال در وجود ذهنی: متکلّمین، قائلین به شبح و سید صدرالدّین

توضیحات:

این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. ایشان در این درس به بررسی قول متکلمین (ابطال شده): علم را صرف محاذات و ارتباط بین رائی و مرئی می‌دانند. با تصور معدوم مطلق و کلیات باطل است. قول قائلین به شبح (ابطال شده): می‌گویند شبح یا عکس شیء در ذهن می‌آید. اشکال: بسیاری از امور (مانند کلیات و مفاهیم) قابل شبح نیستند و این نظریه ارتباط با خارج را قطع می‌کند. قول سید صدرالدین (انقلاب ذاتی): می‌گوید ماهیّت در ذهن می‌آید، اما منقلب می‌شود و از مقوله خود (جوهر، کم و...) به مقوله کیف تبدیل می‌شود. عوارضی چون محل‌بودن از عوارض وجود خارجی‌اند و با تبدّل وجود، عوض می‌شوند. نقد بر سید صدرالدین: این قول با اصالةالماهیّه (که خودش قائل به آن است) منافات دارد، زیرا ماهیّت (که مَثار کثرت است) بدون ماده مشترک نمی‌تواند به ماهیّت دیگر انقلاب یابد. این حق برای وجود است (اصالةالوجود)، نه ماهیت.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی اقوال در وجود ذهنی: متکلّمین، قائلین به شبح و سید صدرالدّین

12
  • وقتی به شخصی می‌گویید که برو یک شیئی را بخر، به آن تصویر ذهنی خودتان اعراض را اضافه می‌کنید؛ مثلاً به رفیقتان پول می‌دهید و می‌گویید برو یک گوسفند بخر! می‌گوید چند کیلو باشد؟ می‌گویید یک گوسفند شصت کیلویی بخر! یعنی ماهیّت ذهنی خودتان از گوسفند را توسعه می‌دهید، بخواهید یا نخواهید در آن ماهیّت تصرفاتی می‌کنید؛ وقتی می‌گویید گوسفندی بخر که پوستش سفید باشد، فوراً به آن گوسفند ذهنی خودتان پشم سفید چسباندید، وقتی می‌گویید گوسفندی بخر که چشمش سیاه باشد، فوراً به آن گوسفند ذهنی خودتان یک کیف حمل کردید، وقتی می‌گویید گوسفندی بخر که دارای این خصوصیّات باشد که مثلاً فلان و فلان نباشد، بر آن گوسفند ذهنی خودتان کمّ، کیف، استقامت، وضع و امثال‌ذلک را بار می‌کنید.

  • بنابراین آن گوسفند ذهنی شما می‌شود ماهیّت و تمام این عوارضی که شما بر آن گوسفند حمل می‌کنید می‌شوند عوارضی که شما بر آن ماهیّت بار کردید. پس آن ماهیّت، محلّ‌جوهری برای عروض این عوارض است که آن محلّ‌جوهری هیچ‌گاه از جوهریّت خودش دست برنمی‌دارد. یعنی شما هیچ‌گاه آن محلّ‌جوهری را تبدیل به کیف و کمّ نمی‌کنید و جایش را عوض نمی‌کنید بلکه کمّ و کیف و وضع و امثال‌ذلک را بر آن محلّ‌جوهری حمل و بار می‌کنید.

  • تمام مطالبی را که الآن عرض می‌کنیم بعداً دوباره برمی‌گردیم و همه را یکی‌یکی بررسی می‌کنیم که ذهن در اینجا چه‌کاری انجام می‌دهد. تمام این مطالب در آن رأیی که بعداً اختیار می‌کنیم که نه رأی مرحوم حاجی است و نه مطلب مرحوم صدرالمتألّهین به‌درد می‌خورند.

  • احتیاج به محل یا استغناء از آن، لازمۀ ذاتی یک ماهیّت

  • کار ذهن این است که به وعاءِ همان جوهر خارجی، در خودش یک جوهر درست می‌کند و بعد آن جوهر را نقّاشی می‌کند، کمّ، وضع و تمام این خصوصیّات را روی این جوهر بار می‌کند. بنابراین ما می‌بینیم محل بودن و احتیاج به محل داشتن یا مستغنیِ از محل بودن لازمۀ ذاتی یک ماهیّت است، همان‌طور که خود نوعیّت و فصلیّت لازمۀ ذاتی است و شما نمی‌توانید گوسفند را تصوّر بکنید و شتر در ذهنتان بیاید یا بقر را تصوّر بکنید و درخت در ذهنتان بیاید. ذاتیّات یک ماهیّت با تبدّل آن ماهیّت از وجود خارجی به وجود ذهنی از بین نمی‌روند و به‌جای خودشان باقی هستند. بنابراین یکی از آن ذاتیّات، استغنای از محلّ است و یکی از آن ذاتیّات، عدم استغنای از محلّ است.

/